تبلیغات
دیدبان شیعه- بدعت وشیعیان - اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها(2)
3. علامه بلاذری (270هـ) :

إن أبابكر آرسل إلی علی یرید البیعة ، فلم یبایع ، فجاء عمر و معه فتیلة . فتلقته فاطمة علی الباب فقالت فاطمة : یابن الخطاب ! أتراك محرّقا علیّ بابی ؟! قال : نعم ، و ذلك أقوی فیما جاء به أبوك .(انساب الاشراف، بلاذری، ج1، ص586.)

ابو بكر به دنبال علی برای بیعت كردن فرستاد چون علی(علیه السلام) از بیعت با ابوبكر سرپیچی كرد، ابوبكر به عمر دستور داد كه برود و او را بیاورد ، عمر با شعله آتش به سوی خانه فاطمه(علیها السلام) رفت. فاطمه(علیها السلام)پشت در خانه آمد و گفت: ای پسر خطّاب! آیا تویی كه می خواهی درِ خانه را بر من آتش بزنی؟ عمر پاسخ داد: آری! این كار آنچه را كه پدرت آورده محكم تر می سازد .

بررسی سند روایت :بلاذری ، روایت را با این سند نقل می كند :

المدائنی، عن مسلمة بن محارب، عن سلیمان التیمی وعن ابن عون : أن أبابكر ...

مدائنی :

ذهبی در باره وی می نویسد :المدائنی * العلامة الحافظ الصادق أبو الحسن علی بن محمد بن عبد الله بن أبی سیف المدائنی الاخباری . نزل بغداد ، وصنف التصانیف ، وكان عجبا فی معرفة السیر والمغازی والأنساب وأیام العرب ، مصدقا فیما ینقله ، عالی الاسناد .

در ادامه از قول یحی بن معین می نویسد :قال یحیی : ثقة ثقة ثقة .( قال احمد بن أبی خثیمة) سألت أبی : من هذا ؟ قال : هذا المدائنی .

یحیی بن مَعین در مورد او سه بار گفت : او مورد اعتماد است ، او مورد اعتماد است ، او مورد اعتماد است . احمد بن أبی خثیمة می گوید : از پدرم پرسیدم نام این شخصی كه یحیی بن مَعین در مورد او این مطلب را گفت ، چیست : پدرم گفت : نام او مدائنی است .

و نیز نقل می كند :وكان عالما بالفتوح والمغازی والشعر ، صدوقا فی ذلك .(سیر أعلام النبلاء - الذهبی - ج 10 - ص 401)

أبو الحسن مدائنی (از علمای تاریخ بود) وعالم به جنگ ها و غزوه ها و شعر بود (ودر این زمینه اطلاعات كافی داشت) و در مورد این مسائل در زمره راستگویان به شمار می رفت .

و ابن حجر می نویسد :قال أبو قلابة: حدثت أبا عاصم النبیل بحدیث فقال عمن هذا قلت: لیس له إسناد ولكن حدثنیه أبو الحسن المدائنی قال لی سبحان الله أبو الحسن أستاذ . ( إسناد )

(لسان المیزان، ج 5 ، ص 82 ، ذیل ترجمه علی بن محمد ، أبوالحسن المدائنی الاخباری ، رقم 5945.)

أبو قلابة می گوید: حدیث را برای أبا عاصم النبیل خواندم ، ابا عاصم گفت : این حدیث را از چه كسی شنیده ای؟ گفتم سندش نزد من نیست ولكن این حدیث را أبو الحسن مدائنی برایم نقل نموده است و از او شنیده ام أبا عاصم گفت : پاك و منزه است خدا ،أبو الحسن مدائنی استاد در علم حدیث است .

در بعضی نسخه ها به جای كلمه استاد ، إسناد آمده است در این صورت معنای عبارت اینگونه می شود : أبو الحسن مدائنی خودش سند است و همین كه او این روایت را نقل نموده كافی است .

وقال أبو جعفر الطبری كان عالماً بأیام الناس صدوقاً فی ذلك .

(لسان المیزان، ج 5 ، ص 82 ، ذیل ترجمه علی بن محمد ، أبوالحسن المدائنی الاخباری ، رقم 5945.)

أبو جعفر طبری می گوید : عالم به تاریخ بود و از راستگویان بود .

مسلمة بن محارب :ابن حبان او را در كتاب الثقات توثیق نموده است ؛ از این رو ، اشكال مجهول بودن این شخص ، مردود است .(الثقات ـ ابن حبان ـ ج7، ص 490 .)

سلیمان التِیْمی :

مزی در تهذیب الكمال می نویسد :قال الربیع بن یحیی عن شعبة ما رأیت أحدا أصدق من سلیمان التیمی كان إذا حدث عن النبی صلی الله علیه وسلم تغیر لونه .

(تهذیب الكمال ج 12، ص8 ، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ،أبو المعتمر البصری ، رقم 2531و الجرح والتعدیل: ج4 ، ص 124 ترجمة سلیمان التیمی ، رقم 539 .)

ربیع بن یحیی از شعبة بن حجاج نقل می كند كه می گفت : احدی را راستگوتر از سلیمان التِیْمی ندیدم ، هر وقت حدیثی از پیامبر اكرم نقل می نمود رنگش (صورتش) تغییر می كرد .

قال أبو بحر البكراوی عن شعبة شك ابن عون وسلیمان التیمی یقین.

(تهذیب التهذیب ج 4، ص 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ، رقم 341 ؛ تهذیب الكمال ج 12، ص8 ، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ،أبو المعتمر البصری ، رقم 2531.)

أبوبحرالبكراوی ازشعبة بن حجاج نقل می كند كه می گفت: شك سلیمان التِیْمی وابن عون بِسان یقین است .

وقال عبدالله بن احمد عن أبیه ثقة . (تهذیب التهذیب ج 4، ص 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ، رقم 341)

عبدالله بن احمد بن حنبل از پدرش نقل می كند كه می گفت : سلیمان التیمی فردی مورد وثوق و اعتماد است .

قال ابن معین والنسائی ثقة .

(تهذیب التهذیب ج 4، ص 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ، رقم 341؛ تهذیب الكمال ج 12، ص8 ، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ،أبو المعتمر البصری ، رقم 2531.)

یحیی بن معین و نَسائی نیز او را ثقه و مورد اطمینان می دانند .

قال العجلی تابعی ثقة فكان من خیار أهل البصرة .

(معرفة الثقات ج 1، ص 430، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ، رقم 670 ؛ تهذیب التهذیب ج 4، ص 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ، رقم 341؛تهذیب الكمال ج 12، ص8 ، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ،أبو المعتمر البصری ، رقم 2531.)

عِجلی (از علمای رجالی اهل سنت) در مورد او می گوید : او از طبقه تابعین است و فردی مورد وثوق است و از بهترین افراد (وعلمای) اهل بصره است .

محمد بن سعد صاحب كتاب الطبقات الكبری در مورد سلیمان التیمی می گوید : كان ثقة كثیر الحدیث وكان من العباد المجتهدین وكان یصلی اللیل كله یصلی الغداة بوضوء عشاء الآخرة .

(الطبقات الكبری ـ ابن سعد ـ ج7 ، ص 188، ترجمه سلیمان التیمی ، رقم 3198، چاپ دار الكتب العلمیة ـ بیروت .)

او فردی مورد وثوق است ، احادیث بسیار زیادی نقل كرده است و از عابدین و مجتهدین بود ، تمامی شب را به نماز خواندن می گذراند و نماز صبحش را با وضوی نماز عشاء شب گذشته اش می خواند .

قال الثوری حفاظ البصرة ثلاثة فذكره فیهم .

(تهذیب التهذیب ج 4، ص 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ، رقم 341 و تهذیب الكمال ج 12، ص9 ، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ،أبو المعتمر البصری ، رقم 2531و الجرح والتعدیل: ج4 ، ص 124، ترجمة سلیمان التیمی ، رقم 539 .)

از سفیان الثوری نقل می كنند كه می گفت : حفاظ (حدیث) در بصره سه نفرند ، و سلیمان التیمی را یكی از آن افراد می دانست .

قال ابن المدینی عن یحیی ما جلست إلی رجل اخوف لله منه .

(تهذیب التهذیب ج 4، ص 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ، رقم 341 و تهذیب الكمال ج 12، ص9 ، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ، أبو المعتمر البصری ، رقم 2531.)

علی بن المدینی از یحیی (بن سعید قطان) نقل می كند كه می گفت : دركنار هیچ مردی خداترس تر از سلیمان التیمی ننشستم . ( كنایه از اینكه سلیمان التیمی بسیار خداترس بود و من خداترس تر از او ندیدم ) .

 

قال محمد بن علی الوراق عن أحمد بن حنبل كان یحیی بن سعید یثنی علی التیمی وكان عنده عن أنس أربعة عشر حدیثا ولم یكن یذكر اخباره.

(تهذیب التهذیب ج 4، ص 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ، رقم 341؛تهذیب الكمال ج 12، ص11 ، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ،أبو المعتمر البصری ، رقم 2531.)

محمد بن علی الوراق از أحمد بن حنبل نقل می كند كه می گفت : یحیی بن سعید (قطان) سلیمان التیمی را مدح و ثناء می كرد و می گفت ، 14 روایت از انس بن مالك نزد سلیمان بود (یعنی 14 روایت بدون واسطه از انس نقل می نمود) ولی روایات او را (یحیی) ذكر نكرد .

ابن حبان در كتاب الثقات می گوید :كان من عباد أهل البصرة وصالحیهم ثقة واتقانا وحفظا وسنة .

(الثقات ج4، ص 300، ترجمه سلیمان بن طرخان و تهذیب التهذیب ج 4، ص 177، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی ، رقم 341 .)

سلیمان التِیْمی از عابدین و صالحین بصره بود او فردی مورد وثوق و دقیق و متقن بود و از حفاظ حدیث و از كسانی بود كه بسیار به سنت اهمیت می داد .

عبدالله بن عون :

برخی اشكال كرده اند كه روایت در این جا مقطوع است ؛ چرا كه وی از صحابه روایتی نقل نكرده است ؛ در حالی كه صفدی ، از علمای بزرگ اهل سنت در مورد ابن عون می گوید :كان یمكنه السماع من طائفةٍ من الصحابة .

(الوافی بالوفیات ج 17، ص 390، ذیل ترجمه الحافظ المُزَنی عبدالله بن عون بن أرطبان أبوعون المزنی ، رقم 320. )

حتی روایاتی وجود دارد كه حكایت از صحابی بودن این شخص دارد ؛ چنانچه ابن سعد در الطبقات الكبری نقل می كند : أخبرنا بكار بن محمد قال : كان بن عون یتمنی أن یری النبی ، صلی الله علیه وسلم ، فلم یره إلا قبل وفاته بیسیر فسر بذلك سرورا شدیدا ...

(الطبقات الكبری ج7 ، ص 198، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان ، رقم : 3232 ، چاپ دارالكتب العلمیة (بیروت - لبنان)

ابن عون خیلی دوست داشت پیامبر اكرم صلی الله علیه (وآله) و سلم ، (بالاخره این توفیق نصیب او شد و) مدت كوتاهی قبل از وفات حضرت توانست حضرت را ببیند و بخاطر این دیدار بسیار خوشحال بود...

 

حتی اگر فرض كنیم كه ابن عون تابعی باشد ، باز هم ضرری به این روایت نمی زند ؛ چرا كه پدر علم رجال اهل سنت ، شعبه بن حجاج در باره وی می گوید :

شك ابن عون أحب إلی من یقین غیره .(مقدمة الجرح والتعدیل: 145.)

شك ابن عون برای من از یقین دیگران بهتر و قابل قبول تر است .

و علی بن مدینی از علمای بزرگ رجال اهل سنت می گوید :قال علی بن المدینی: جمع لابن عون من الاسناد ما لم یجمع لاحد من أصحابه. سمع بالمدینة من القاسم وسالم، وبالبصرة من الحسن وابن سیرین، وبالكوفة من الشعبی وإبراهیم، وبمكة من عطاء ومجاهد، وبالشام من رجاء بن حیوة ومكحول.

به قدری روایات مسند نزد ابن عون وجود دارد كه نزد هیچ كدام از اصحابش وجود ندارد . اساتید او در مدینه قاسم و سالم ، در بصره حسن (بصری) و ابن سیرین ، در كوفه ( عامر) شعبی و ابراهیم ، در مكه عطاء و مجاهد ، و در شام رجاء بن حیوة و مكحول بودند .

و نیز مزی در تهذیب اكمال می نویسد :قال علی: وهذا قبل أن یحدث ابن عون، ولو كان ابن عون قد حدث ما قدم علیه عندی أحدا. (تهذیب الكمال ج 15 ، ص 397 ، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان ، رقم : 3469.)

قبل از اینكه ابن عون بر كرسی تدریس حدیث بنشیند علی بن مدینی می گفت : اگر ابن عون حدیث بگوید هیچ كس را بر او مقدم نمی كنم .

قال إسماعیل بن عمرو البجلی، عن سفیان الثوری: ما رأیت أربعة اجتمعوا فی مصر مثل أربعة اجتمعوا بالبصرة: أیوب، ویونس وسلیمان التیمی، وعبد الله بن عون.(تهذیب الكمال ج 15 ، ص 398 ، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان ، رقم : 3469.)

إسماعیل بن عمرو البجلی به نقل از سفیان الثوری می گوید : من آن چهار نفری را كه در مصر جمع شده اند ، ( در علم و فضل ) مانند این چهار نفری كه در بصره اند ندیدم ( یعنی آن چهار نفر با اینها در فضیلت و برتری علمی قابل قیاس نیستند) .

وقال محمد بن سلام الجمحی: سمعت وهیبا یقول: دار أمر البصرة علی أربعة، فذكر هؤلاء.

وقال أحمد بن عبدالله العجلی : أهل البصرة یفخرون بأربعة، فذكرهم.

(معرفة الثقات ج 2 ، ص 50 ، ذیل ترجمه عبدالله بن أرطبان ، رقم 934، چاپ : المكتبة الدار- المدینة المنورة .)

أحمد بن عبدالله العجلی : اهل بصره به چهار نفر افتخار می كنند ، سپس نام این چهار نفر را ذكر نمود .

وقال الاصمعی، عن شعبة: ما رأیت أحدا بالكوفة إلا وهؤلاء الاربعة أفضل منه ، فذكرهم .

(تهذیب الكمال ج 15 ، ص 398 ، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان ، رقم : 3469.)

اصمعی به نقل از شعبه می گوید : هیچ كسی را در كوفه ندیدم مگر اینكه این چهار نفر از آنها برتر بودند ، سپس نام این چهار نفر را ذكر نمود .

قال محمد بن أحمد بن البراء: قال علی بن المدینی، وذكر هشام بن حسان وخالد الحذاء وعاصم الاحول وسلمة بن علقمة وعبد الله بن عون و أیوب، فقال: لیس فی القوم مثل ابن عون و أیوب .

(الجرح والتعدیل: ج5 ، ص131 ، باب العین ، ذیل ترجمه عبدالله بن عون البصری ، رقم : 605. )

محمد بن أحمد بن البراء می گوید علی بن المدینی در حالی كه در مورد هشام بن حسان وخالد الحذاء وعاصم الاحول وسلمة بن علقمة وعبد الله بن عون و أیوب صحبت می كرد گفت در میان قوم ( یعنی اصحاب حدیث در نزد ما ) فردی مانند ابن عون و ایوب یافت نمی شود .

وقال أبو داود الطیالسی ، عن شعبة: ما رأیت مثل أیوب ویونس وابن عون .

(الجرح والتعدیل: ج5 ، ص133، باب الالف ، ذیل ترجمه أیوب بن أبی تمیمة ، رقم : 4 ؛ الجرح والتعدیل: ج5 ، باب العین ، ص 145.)

أبو داود الطیالسی به نقل از شعبة می گوید : شعبه گفت تاكنون مثل أیوب ویونس وابن عون ندیده ام .

قال حفص بن عمرو الربالی ، عن معاذ بن معاذ: سمعت هشام بن حسان یقول: حدثنی من لم تر عینای مثله - فقلت فی نفسی: الیوم یستبین فضل الحسن وابن سیرین - قال: فأشار بیده إلی ابن عون وهو جالس.

(تهذیب الكمال ج 15 ، ص 399 ، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان ، رقم : 3469.)

حفص بن عمرو الربالی به نقل از معاذ بن معاذ می گوید : از هشام بن حسان شنیدم كه می گفت : از كسی حدیث شنیدم كه چشمانم تاكنون مثل او را ( در علم وفضیلت ) ندیده بود ، پیش خود گفتم امروز فضائل حسن بصری و ابن سیرین با این سخن آشكار شد ، ( كه ناگهان) هشام بن حسان با دستش به ابن عون كه در مجلس حاضر بود اشاره نمود

قال الربالی: فذكرته للخلیل بن شیبان ، فقال: سمعت عمر بن حبیب یقول: سمعت عثمان البتی یقول: ما رأت عینای مثل ابن عون. (تهذیب الكمال ج 15 ، ص 399 ، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان ، رقم : 3469.)

ربالی گوید : این حرف را برای خلیل بن شیبان نقل كردم ، او نیز گفت از عمر بن حبیب شنیدم می گفت عثمان البتی می گفت : چشمانم ( در فضیلت و برتری) فردی مثل ابن عون ندیده است.

 

قال نعیم بن حماد، عن ابن المبارك: ما رأیت أحد ذكر لی قبل أن ألقاه ثم لقیته، إلا وهو علی دون ما ذكر لی إلا حیوة، وابن عون، وسفیان، فأما ابن عون: فلوددت أنی لزمته حتی أموت أو یموت .

(تهذیب الكمال ج 15 ، ص 400 ، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان ، رقم : 3469.)

نعیم بن حماد ازعبدالله بن مبارك نقل می كند : حالات هر كسی را كه برایم نقل نمودند بعد از ملاقات با او دریافتم آنقدر هم كه می گفتند اهل فضل نبود ، غیر از حیوة وابن عون، وسفیان ،اما ابن عون : ( آنقدر با فضیلت است كه ) من دوست دارم آنقدر شاگرد او باشم تا اینكه یا من از دنیا بروم یا او .

قال ابن المبارك: ما رأیت أحدا أفضل من ابن عون .

(تاریخ البخاری الكبیر: ج5 ، ص 163 ، ذیل ترجمة عبدالله بن عون بن أرطبان ، رقم : 512.)

عبدالله ابن مبارك می گوید : احدی را افضل از ابن عون ندیدم .

ابن حبان می گوید :من سادات أهل زمانه عبادة وفضلا وورعا ونسكا وصلابة فی السنة، وشدة علی أهل البدع

(الثقات: ج7 ، ص3.)

(ابن عون) درمیان اهل زمانش از جهت عبادت و فضیلت و دوری از شبهات و سیره و روش و تقیدش به سنت نبوی و مقابله با بدعت گزاران از بزرگان بود (و دارای مقامی بس رفیع بود) .

در نتیجه ، همان طوری كه ذكر شد ، اولاً برخی از علمای اهل سنت تصریح كرده اند كه وی صحابی بوده و در آخرین روزهای عمر نبی مكرم اسلام وی را ملاقات كرده است در نتیجه در حادثه حمله به خانه صدیقه شهیده حضور داشته است و شاهد ماجرا بوده است ؛ ثانیاً : بر فرض این كه روایت منقطع و از گفته های خود ابن عون باشد ، بازهم برای اثبات ادعای ما كفایت می كند ؛ زیرا اعتراف شخصی مثل ابن عون كه شك او در نزد علمای اهل سنت همانند یقین است و ... ، خود بهترین دلیل برای ما است .



تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 | 10:48 ب.ظ | نویسنده : عشاق امام موسی کاظم علیه السلام | نظرات

  • paper | فارسی بوک | ماه موزیک