تبلیغات
دیدبان شیعه- بدعت وشیعیان - اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها(1)
اینکه وهابیت به شیعه نسبت دروغ می دهد که شیعیان درباره شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها دروغ می گویند!! اینک به اسنادی از اهل سنت که قضیه هجوم  به خانه حضرت زهرا سلام الله علیهاو  شهادت  ایشان را را ذکر کرده اند  را می آوریم تا نادان بودن وهابی ها را به احادیث اهل سنت یاد آور شویم



اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

منابع اهل تسنن :

روایات بسیاری در كتاب های اهل تسنن وجود دارد كه ثابت می كند ، خلیفه اول به همراه عده ای از دشمنان اهل بیت ، به خانه وحی همجوم برده و آن جا را به آتش كشیده اند ؛ در حالی كه فاطمه زهرا سلام الله علیها به همراه نوادگان رسول خدا در داخل خانه بوده اند .ما در این جا به چند روایت به نقل از علمای اهل سنت اشاره كرده و فقط چهار روایت : ابن أبی شیبه ، بلاذری ، طبری و روایت پشیمانی ابوبكر در آخرین روزهای زندگیش را از نظر سندی بررسی می كنیم .

1 . امام جوینی (730هـ) :

از آن جایی كه روایت جوینی اهمیت بیشتری داشت و نیز تصریح به مقتوله بودن صدیقه طاهره دارد ، ما نخست این روایت را نقل و بقیه روایات را بر طبق سال وفات صاحب كتاب ، می آوریم .

جوینی « استاد ذهبی » از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این گونه روایت می كند :روزی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بود ، حسن بن علی بر او وارد شد ، دیدگان پیامبر كه بر حسن افتاد ، اشك آلود شد ، سپس حسین بن علی بر آن حضرت وارد شد ، مجدداً پیامبر گریست . در پی آن دو ، فاطمه و علی علیهما السلام بر پیامبر وارد شدند ، اشك پیامبر با دیدن آن دو نیز جاری شد ، وقتی از پیامبر علت گریه بر فاطمه را پرسیدند ، فرمود :

وَ أَنِّی لَمَّا رَأَیْتُهَا ذَكَرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی كَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ فی بَیْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِینَهَا وَ هِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ ... فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقْدَمُ عَلَیَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة .

 فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِی نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّی أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِین .

فرائد السمطین ج2 ، ص 34 و 35 .

زمانی كه فاطمه را دیدم ، به یاد صحنه ای افتادم كه پس از من برای او رخ خواهد داد ، گویا می بینم ذلت وارد خانهء او شده ، حرمتش پایمال گشته ، حقش غصب شده ، از ارث خود ممنوع گشته ، پهلوی او شكسته شده و فرزندی را كه در رحم دارد ، سقط شده ؛ در حالی كه پیوسته فریاد می زند : وا محمداه ! ؛ ولی كسی به او پاسخ نمی دهد ، كمك می خواهد ؛ اما كسی به فریادش نمی رسد .

او اول كسی است كه از خاندانم به من ملحق می شود ؛ و در حالی بر من وارد می شود كه محزون ، گرفتار و غمگین و شهید شده است .و من در اینجا می گویم : خدایا لعنت كن هر كه به او ظلم كرده ، كیفر ده هر كه حقش را غصب كرده ، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلویش زده تا فرزندش را سقط كرده و ملائكه آمین گویند .

ذهبی در شرح حال امام الحرمین جوینی می گوید: وسمعت من الامام المحدث الاوحد الاكمل فخر الاسلام صدر الدین ابراهیم بن محمد بن المؤید بن حمویه الخراسانی الجوینی ... وكان شدید الاعتناء بالروایة وتحصیل الاجزاء حسن القراءة ملیح الشكل مهیبا دینا صالحا .(تذكرة الحفاظ ج 4 ، ص 1505- 1506 ، رقم 24 . )

از امام روایت كننده و حدیث گوی یگانه كامل فخر اسلام و صدر دین ابراهیم بن محمد بن الموید بن حمویه الخراسانی الجوینی روایت شنیدم ( درس گرفتم ) ... و وی بسیار به روایات و بدست آوردن كتب حدیثی اهمیت می داد خوش صدا و خوش سیما بود و شخص با هیبت و دین دار و صالحی بود .

2. ابن أبی شیبه (239هـ) :

وی كه از استاتید محمد بن اسماعیل بخاری بوده ، در كتاب المصنف می گوید :

أنه حین بویع لأبی بكر بعد رسول الله ( ص ) كان علی والزبیر یدخلان علی فاطمة بنت رسول الله ( ص ) فیشاورونها ویرتجعون فی أمرهم ، فلما بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتی دخل علی فاطمة فقال : یا بنت رسول الله ( ص ) ! والله ما من أحد أحب إلینا من أبیك ، وما من أحد أحب إلینا بعد أبیك منك ، وأیم الله ما ذاك بمانعی إن اجتمع هؤلاء النفر عندك ، إن أمرتهم أن یحرق علیهم البیت ، قال : فلما خرج عمر جاؤوها فقالت : تعلمون أن عمر قد جاءنی وقد حلف بالله لئن عدتم لیحرقن علیكم البیت وأیم الله لیمضین لما حلف علیه ... .

المصنف ، ج8 ، ص 572 .

هنگامی كه مردم با ابی بكر بیعت كردند ، علی و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره می پرداختند ، و این مطلب به عمر بن خطاب رسید . او به خانه فاطمه آمد ، و گفت : ای دختر رسول خدا ! محبوب ترین فرد برای ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو !!! ولی سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست كه اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند .این جمله را گفت و بیرون رفت ، وقتی علی (علیه السلام) و زبیر به خانه بازگشتند ، دخت گرامی پیامبربه علی (علیهم السلام) و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود ، خانه را بر شماها بسوزاند ، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام می دهد !

ابن أبی شیه سند روایت را این گونه نقل می كند :

حدثنا محمد بن بشر نا عبید الله بن عمر حدثنا زید بن أسلم عن أبیه أسلم

بررسی سند روایت :محمد بن بشر :

مزی در تهذیب الكمال در باره وی می گوید :قال عثمان بن سعید الدارمی ، عن یحیی بن معین : ثقة .

و قال أبو عبید الآجری : سألت أبا داود عن سماع محمد بن بشر من سعید بن أبی عروبة فقال : هو أحفظ من كان بالكوفة .تهذیب الكمال ، ج24 ، ص533 .

ابو عبید گوید : از داود سؤال كردم از روایت محمد بن بشیر از سعید بن أبی عروبه ، گفت : او از نظر حفظ از تمامی كوفیان برتر بوده است .

و ابن حجر در تهذیب التهذیب می نویسد :و كان ثقة ، كثیر الحدیث .

و قال النسائی ، و ابن قانع : ثقة .

و قال ابن شاهین فی " الثقات " : قال عثمان بن أبی شیبة : محمد بن بشر ثقة ثبت .تهذیب التهذیب ، ج9 ، ص 74 .

عبید الله بن عمر بن حفص بن عاصم بن عمر بن الخطاب :مزی در تهذیب الكمال در باره وی می نویسد :و قال أبو حاتم : سألت أحمد بن حنبل عن مالك ، و عبید الله بن عمر ، و أیوب أیهم أثبت فی نافع ؟ فقال : عبید الله أثبتهم وأحفظهم وأكثرهم روایة .

و قال عبد الله بن أحمد بن حنبل : قال یحیی بن معین : عبید الله بن عمر من الثقات .

و قال أبو زرعة ، و أبو حاتم : ثقة .

و قال النسائی : ثقة ثبت .

و قال أبو بكر بن منجویه : كان من سادات أهل المدینة و أشراف قریش فضلا و علما و عبادة و شرفا و حفظا و إتقانا .تهذیب الكلمال ، ج19 ، ص127

و ابن حجر در تهذیب التهذیب می نویسد :

قال ابن منجویه : كان من سادات أهل المدینة و أشراف قریش : فضلا و علما و عبادة و شرفا و حفظا و إتقانا . )

و قال أحمد بن صالح : ثقة ثبت مأمون ، لیس أحد أثبت فی حدیث نافع منه .

تهذیب التهذیب ، ج7 ، ص 40 .

زید بن أسلم القرشی العدوی :

وی از روات ، بخاری ، مسلم و بقیه صحاح سته اهل سنت است ؛ از این رو در وثاقت این شخص ، هیچ تردیدی وجود ندارد .

مزی در تهذیب الكمال در باره وی می نویسد :

و قال عبد الله بن أحمد بن حنبل عن أبیه ، و أبو زرعة ، و أبو حاتم ، و محمد بن سعد ، و النسائی ، و ابن خراش : ثقة .

و قال یعقوب بن شیبة : ثقة من أهل الفقه والعلم ، و كان عالما بتفسیر القرآن ، له كتاب فیه تفسیر القرآن .تهذیب الكمال ، ج10 ، ص17 .

أسلم القرشی العدوی ، أبو خالد و یقال أبو زید ، المدنی ، مولی عمر بن الخطاب :

وی نیز از روات بخاری ، مسلم و بقیه صحاح ا هل سنت و از صحابه است و از آن جایی كه تمامی صحابه از دیدگاه اهل سنت ، عادل هستند ، در وثاقت وی نمی توانند تردید كنند .

مزی در تهذیب الكمال می نویسد :أدرك زمان النبی صلی الله علیه وسلم .

و قال العجلی : مدینی ثقة من كبار التابعین . و قال أبو زرعة : ثقة .

تهذیب الكمال ، ج2 ، ص530 .در نتیجه سند این روایت صحیح است .



تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 | 01:04 ق.ظ | نویسنده : عشاق امام موسی کاظم علیه السلام | نظرات

  • paper | فارسی بوک | ماه موزیک