تبلیغات
دیدبان شیعه- بدعت وشیعیان - حمله به خانه بی بی مظلومه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) (1)

از جمله شبهات موجود بر علیه شیعیان از طرف اهل سنت و وهابیت ، انكار واقعه حمله عمر و بعض دیگر صحابه به خانه علی (ع) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) می باشد.

آنان ضمن انكار این جریان و آوردن توجیهات غیر منطقی ، اسناد و مداركی كه دالّ بر صحت انجام این فاجعه است را منكر شده و از لحاظ رجالی مورد حمله قرار می دهند . و این امر تا حدی برای آنان متقن جلوه نموده كه از این واقعه ، با نام " افسانه آتش زدن خانه " تعبیر می كنند.

كتابی به نام ( ظلامه الزهرا فی روایات اهل السنه ) ( چاپ شده كه به بررسی تاریخی و سندی این واقعه و وقایع دیگر پرداخت ( بر اساس معیارهای اهل سنت در جرح و تعدیل ) .

لذا نظر به اینكه این كتاب به زبان عربی می باشد ، ما برخی از مدارك و مسانید آن را با ترجمه فارسی روایات بیان می كنیم تا مورد استفاده پژوهشگران شیعه و اهل سنت و وهابیت قرار گیرد.

ندامت ابوبكر از حمله به خانه وحی

در روایات اهل سنت وارد شده است كه ابی بكر در هنگام احتضار و اواخر عمر خود ، از انجام چند كار احساس پشیمانی و ندامت كرد و آرزو می كرد كه ایكاش این كارها را انجام نمیداد .

یكی از این كارها ، حمله به خانه وحی بود.بنا به نقل طبری ( محمد بن جریر ) در تاریخ الامم و الملوك ( مشهور به تاریخ طبری ) ج2 ص 619 ( چاپ موسسه الاعلمی للمطبوعات - بیروت - لبنان - سنه 1403 ه ق ) :

" قال أبو بكر رضی الله تعالی عنه أجل إنی لا آسی علی شئ من الدنیا إلا علی ثلاث فعلتهن وددت أنی تركتهن وثلاث تركتهن وددت أنی فعلتهن وثلاث وددت أنی سألت عنهن رسول الله صلی الله علیه وسلم فأما الثلاث اللاتی وددت أنی تركتهن فوددت أنی لم أكشف بیت فاطمة عن شئ وإن كانوا قد غلقوه علی الحرب ووددت إنی لم أكن حرقت الفجاءة السلمی وأنی كنت قتلته سریحا أو خلیته نجیحا ووددت أنی یوم سقیفة بنی ساعدة كنت قذفت الامر فی عنق أحد الرجلین عمر وأبا عبیدة فكان أحدهما أمیرا وكنت وزیرا .... "

ما حصل معنا اینكه :ابوبكر می گوید كه ایكاش 3 كار را ترك می كردم و انجام نمیدادم

1- ایكاش به خانه فاطمه ( سلام الله علیها ) كاری نداشتم و آن را نمی گشودم ، اگر چه با اعلان جنگ آن را بر من بسته بودند .

2- ایكاش ( فجائه سلمی ) را می كشتم و یا آزادش می كردم ولی او را به آتش نمیسوزاندم

3- و ایكاش در روز سقیفه ، كار را بر عهده یكی از آن دو مرد ، عمر بن خطاب و ابوعبیده جراح ، می گذاشتم تا او امیر میشد و من وزیر می شدم.

منابع زیادی از اهل سنت ، گواه بر صادر شدن این جملات از ابی بكر می باشند.منابع زیر ( با اختلاف كمی در الفاظ ) بیانگر این ندامت از قول ابوبكر می باشند

السقیفة وفدك - الجوهری - ص 43 و ص75

شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 2 - ص 46 - 47

شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 6 - ص 51

شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 20 - ص24

تاریخ مدینة دمشق - ابن عساكر - ج 30 - ص 418 - 419 - 420 - 421 - 422 - 423

میزان الاعتدال - الذهبی - ج 3 - ص 108 - 109

لسان المیزان - ابن حجر - ج 4 - ص 188 - 189

العقد الفرید - ابن عبد ربه - ج 4 - ص250 یا ج4 - ص 90 ( چاپهای دیگر )

الامامة والسیاسة - ابن قتیبة الدینوری ، تحقیق الزینی - ج 1 - ص 24

الامامة والسیاسة - ابن قتیبة الدینوری ، تحقیق الشیری - ج 1 - ص 36

تاریخ الیعقوبی - الیعقوبی - ج 2 - ص 137

تاریخ الإسلام - الذهبی - ج 3 - ص 117 - 118

المعجم الكبیر - الطبرانی - ج 1 - ص 62

الأحادیث المختارة - ابی عبد الله الحنبلی - ج 1 - ص 87
( وی راجع به این روایت می گوید : و هذا حدیث حسن عن ابی بكر ... یعنی حدیث فوق از قول ابی بكر درست است . )

كنز العمال - المتقی الهندی - ج 5 - ص 631 - 633

الاموال - ابو عبید - ج1 - ص 304

مروج الذهب - المسعودی - ج2 - ص 301 - 302
))(بیشترین اشكال و شبهه مخالفان در رابطه با این روایت ، وجود شخصی به نام ( علوان بن داوود البجلی ) در سند این روایت است. ذهبی ، ابن حجر و عقیلی و بخاری ، وی را ( منكَر الحدیث ) می نامند.

توثیق ابن حِبّان برای علوان بن داوود :

ابن حِبّان در كتاب ( الثّقات ) ج8 ص 526 وی را جز افراد ثقه در نقل حدیث آورده است.

بررسی مقام علمی ابن حِبّان در نزد علمای اهل سنت :ذهبی ( امام الجرح و التعدیل ) در كتاب " الموقظه " ص 79 ( تحقیق عبدالفتاح ابوغده - چاپ المطبوعات الاسلامیه - چاپ 4 سنه 1420 ه ق - بیروت ) می گوید :

" ینبوع معرفه الثقات : تاریخ البخاری ، ابن ابی حاتم و ابن حبان " یعنی : سرچشمه و منشا شناخت ثقات ( افراد مورد اطمینان در نقل حدیث ) تاریخ بخاری ، ابن ابی حاتم و ابن حبان می باشند .

در حقیقت منظور نظر ذهبی از بیان این كلام این است كه اگر خواستید در مورد میزان راستگویی در نقل حدیث افراد و ثقه بودن آنان بررسی كنید تا بتوانید ضعیف را از قوی و ثقه تشخیص دهید ، به این مراجع مراجعه كنید.

نكته جالب این است ، ذهبی ، كه خود در جرح و تعدیل سرآمد بوده و از بزرگان و اربابان علم رجال در نزد اهل سنت است افراد را به این مراجع ( از جمله ابن حبان ) راهنمایی می كند.

مضاف بر اینكه ، خود ذهبی در " میزان الاعتدال " ج1 ص 274 ( در ضمن ترجمه افلح بن یزید ) می گوید :

" ابن حبان ربما قصب الثقه حتی كانه لایدری ما یخرج من راسه " بنابر این نقل ذهبی ، ابن حبان معروف به تشدد بوده ( سخت گیری ) و لذا به طریق اولی ، می توان به توثیقات او در مورد افراد اعتماد كرد.

نقل حدیث از منكرین حدیث در صحیح بخاری

با بررسی سندی احادیث موجود در صحیح بخاری در می یابیم كه محمد بن اسماعیل بخاری نیز از افرادی كه ( منكر الحدیث ) بودند ، حدیث نقل كرده است. و قطعا این سوال پیش می آید كه چگونه ، بخاری ، علوان بن داوود را منكر الحدیث می داند ولی با این وجود از كسانی كه منكر الحدیث هستند حدیث نقل می كند.!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟

1- حسان بن حسان و هو حسان بن ابی عباد البصری نزیل مكه ....، قال ابو حاتم منكر الحدیث .( ابن حجر در ادامه می گوید ) (قلت) روی عنه البخاری حدیثین ..... الخ. ( مقدمه فتح الباری ص 394 - چای دار احیاء التراث العربی - بیروت - سنه 1408 ه ق )

2- احمد بن شبیب بن سعید الحبطی روی عنه البخاری ...... قال ابوالفتح الازدی منكر الحدیث . ( مقدمه فتح الباری ص 383 - چای دار احیاء التراث العربی - بیروت - سنه 1408 ه ق )

3- عبدالرحمن بن شریح بن عبدالله بن محمود المغافری ..... و شذ ابن سعد فقال منكر الحدیث ( طبقات الكبری - ج7 ص 516 - چاپ دار صاد بیروت ) .. مع ذلك ابن حجر وی را جزء راویان حدیث در صحیح بخاری آورده است . ( مقدمه فتح الباری ص 416 - چای دار احیاء التراث العربی - بیروت - سنه 1408 ه ق )

از آنجا كه قصد ما نقل مختصر اقوال است و هدف بیان صحت سند روایت ابی بكر به لحاظ رجالی می باشد ، قبل از بیان نظر علمای رجال در مورد رجال سند این روایت ، مبحث ( علوان بن داوود ) را با سخنی از "عبدالله بن عُدَی " ( عالم بزرگ جرح و تعدیل اهل سنت ) به پایان می رسانیم.

ابن عدی در مقدمه كتاب خود به نام " الكامل فی ضعفاء الرجال " می گوید:" و ذاكر فی كتابی هذا كل من ذكر بضرب من الضعف ، ومن اختلف فیهم فجرحه البعض وعدله البعض الآخر ، ومرجح قول أحدهما مبلغ علمی من غیر محاباة ، فلعل من قبح أمره أو حسنه تحامل علیه أو مال إلیه . وذاكر لكل رجل منهم مما رواه ما یضعف من أجله ، أو یلحقه بروایته ، وله اسم الضعف لحاجة الناس إلیها ، لأقربه علی الناظر فیه . وصنفته علی حروف المعجم لیكون أسهل علی من طلب راویا منهم ، و لا یبقی من الرواة الذین لم أذكرهم إلا من هو ثقة أو صدوق ... الخ "

(الكامل - عبد الله بن عدی - ج 1 - ص 1 و 2 خطبة الكتاب - چاپ دارالفكر بیروت - سنه 1409 ه ق - تحقیق یحیی مختار غزاوی )

آنچنان كه معلوم است سیره ابن عدی بر این است كه در كتاب خود نام افرادی را بیاورد كه به لحاظ رجالی ، ضعیف بوده اند و اگر نام كسی را ذكر نكرده است ، لاجرم حكم بر ثقه بودن و صدوق بودن می توان داد .

و با مطالعه این كتاب می بینیم كه نامی از ( علوان بن داوود ) بعنوان ضعیف الحدیث نیامده است .لذا با مطالعه این مختصر كه بیان شد ، می فهمیم كه نمی توان روایت ابی بكر را صِرف وجود علوان بن داوود در سند آن ، رد كرد.

بررسی رجال حدیث

در زیر ، نام افرادی كه در سند این روایت هستند و همچنین نظرات علمای رجال اهل سنت در مورد آنان را بیان می كنیم.
1 - توثیق یونس بن عبد الاعلی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الكاشف فی معرفة من له روایة فی كتب الستة - الذهبی - ج 2 - ص 403
6471 - . یونس بن عبد الأعلی أبو موسی الصدفی ، أحد الأئمة ، عن ابن عیینة ، والولید بن مسلم ، وعنه مسلم ، والنسائی ، وابن ماجة ، والطحاوی ، وأبو الطاهر المدینی ، ثقة محدث مقرئ من العقلاء النبلاء ، مات 264
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تقریب التهذیب - ابن حجر - ج 2 - ص 349
7936 - یونس بن عبد الأعلی بن میسرة الصدفی أبو موسی المصری ثقة ، من صغار العاشرة مات سنة أربع وستین وله ست وتسعون سنة / م س ق .

2 - توثیق یحیی بن عبدالله
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تهذیب التهذیب - ابن حجر - ج 11 - ص 208 - 209
388 - خ م ق ( البخاری ومسلم وابن ماجة ) یحیی بن عبد الله بن بكیر القرشی المخزومی مولاهم أبو زكریاء المصری الحافظ . وقد ینسب إلی جده . روی عن مالك واللیث وبكر بن مضر وحماد بن زید وعبد الله ابن سوید المصری وعبد الله بن لهیعة ومغیرة بن عبد الرحمن الحزامی ویعقوب ابن عبد الرحمن القاری وعبد العزیز الدراوردی وعوف بن سلیمان القاضی ومفضل بن فضالة وضمرة بن ربیعة وجماعة . روی عنه البخاری وروی مسلم وابن ماجة له بواسطة محمد ابن عبد الله هو الذهلی ومحمد بن عبد الله بن نمیر ومحمد بن إسحاق الصغانی وسهل ابن زنجلة وحرملة بن یحیی وأبو زرعة الرازی وأبو عبید القاسم بن سلام ومات قبله ابنه عبد الملك بن یحیی بن بكیر ویحیی بن معین ودحیم ویونس بن عبد الأعلی الصدفی وبقی ابن مخلد وإسماعیل سمویه ویحیی بن أیوب بن بادی العلاف ومحمد بن إبراهیم البوشنجی وأبو علی الحسن بن الفرج الغزی وآخرون . قال أبو حاتم یكتب حدیثه ولا یحتج به وكان یفهم هذا الشأن وقال النسائی ضعیف وقال فی موضع آخر لیس بثقة وذكره ابن حبان فی الثقات . وقال مات فی النصف من صفر سنة إحدی وثلاثین ومائتین وقال ابن یونس كان مولده سنة أربع وخمسین ومائة . قلت : وقال أبو داود سمعت یحیی بن معین یقول أبو صالح أكثر كتبا ویحیی بن بكیر أحفظ منه وقال الساجی قال ابن معین سمع یحیی بن بكیر الموطأ بعرض حبیب كاتب اللیث وكان شر عرض كان یقرأ علی مالك خطوط الناس ویصفح ورقتین ثلاثة وقال یحیی سألنی عنه أهل مصر فقلت لیس بشئ . وقال الساجی هو صدوق روی عن اللیث فأكثر وقال ابن عدی كان جار اللیث ابن < صفحه 209 > سعد وهو أثبت الناس فیه وعنده عن اللیث ما لیس عند أحدكم وقال مسلمة بن قاسم تكلم فیه . لان سماعه من مالك إنما كان بعرض حبیب وقال الخلیلی كان ثقة وتفرد عن مالك بأحادیث وقال البخاری فی تاریخه الصغیر ما روی ابن بكیر عن أهل الحجاز فی التاریخ فانی أنفیه وقال ابن قانع مصری ثقة .

3 - توثیق اللیث
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الكاشف فی معرفة من له روایة فی كتب الستة - الذهبی - ج 2 - ص 151
4691 - اللیث بن سعد أبو الحارث ، الإمام ، مولی بنی فهم ، سمع عطاء ، وابن أبی ملیكة ، ونافعا ، وعنه قتیبة ، ومحمد بن رمح ، وأمم ، ثبت من نظراء مالك ، قیل : كان مغله فی العام ثمانین ألف دینار ، فما وجبت علیه زكاة ! عاش إحدی وثمانین سنة ، مات 175 فی شعبان . ع .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تقریب التهذیب - ابن حجر - ج 2 - ص 47 - 48
5702 - اللیث بن سعد بن عبد الرحمن الفهمی أبو الحارث المصری ثقة ثبت فقیه إمام مشهور من السابعة مات فی شعبان سنة خمس وسبعین / ع .

4- علوان بن داوود
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الثقات - ابن حبان - ج 8 - ص 526
علوان بن داود البجلی من أهل الكوفة یروی عن مالك بن مغول روی عنه عمر بن عثمان الحمصی

5 - توثیق صالح بن كیسان
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الكاشف فی معرفة من له روایة فی كتب الستة - الذهبی - ج 1 - ص 498
2358 - صالح بن كیسان المدنی رأی ابن عمر وسمع عروة والزهری وعنه ابن عیینة وإبراهیم بن سعد والداروردی ثقة جامع للفقه والحدیث والمروءة قال أحمد : هو أكبر الزهری بخ بخ . ع
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تقریب التهذیب - ابن حجر - ج 1 - ص 431
2895 - صالح بن كیسان المدنی أبو محمد أو أبو الحارث مؤدب ولد عمر ابن عبد العزیز ثقة ثبت فقیه من الرابعة مات بعد سنة ثلاثین أو بعد الأربعین / ع

6 - توثیق عمر بن عبدالرحمن بن عوف
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الثقات - ابن حبان - ج 5 - ص 146
عمر بن عبد الرحمن بن عوف الزهری یروی عن جماعة من أصحاب النبی صلی الله علیه وسلم روی عنه ابنه حفص بن عمر
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تقریب التهذیب - ابن حجر - ج 1 - ص 722
4952 - عمر بن عبد الرحمن بن عوف الزهری المدنی مقبول من الثالثة / د

7 - توثیق عبدالرحمن بن عوف
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تقریب التهذیب - ابن حجر - ج 1 - ص 585
3987 - عبد الرحمن بن عوف بن عبد عوف بن عبد بن الحارث بن زهرة القرشی الزهری أحد العشرة أسلم قدیما ومناقبه شهیرة مات سنة اثنتین وثلاثین وقیل غیر ذلك . / ع

 



تاریخ : دوشنبه 10 اسفند 1394 | 10:36 ب.ظ | نویسنده : عشاق امام موسی کاظم علیه السلام | نظرات

  • paper | فارسی بوک | ماه موزیک