تبلیغات
دیدبان شیعه- بدعت وشیعیان - خلاصه کتاب الوهابیه والتوحیددر رد وهابیت به قلم آیت الله علی کورانی عاملی

نویسنده در مقدمه کتاب خود انگیزه نگارش این کتاب را شناساندن توحید که یکی از اصول دین مسلمانان است  به وهابیون به جهت نقد علمی آنان در بخش توحیددانسته است.زیرا وهابیون کتب فراوانی علیه شیعه نوشته اند که جملات ودلایل آنها بسیار سست ویاوه است آیت الله کورانی در این نوشته به طور علمی  در یک کتاب جواب آنان را داده است ومقصود خود را برای شناساندن توحید وهابیت به خودشان وشناخت بزرگان وهابیت به توحید است تا تابعین  وهابیت بدانند که بزرگان آنان چه جملات سخیفی دز مورد توحید دارندتا اشکالات خود را در توحید بدانند وبه جای کتاب نوشتن علیه دیگر مسلمانان اشکالات خود را بر طرف کنند.

---این کتاب از 12فصل متشکل شده است.

درفصل اول: خلاصه مساله رویت خداوند را در دنیا وآخرت  آمده است به طوری که اهل البیت علیهم السلام وعایشه جمهور صحابه ومعتزله وفلاسفه با استدلال به آیه شریفه ((لاتدرکه الابصاروهو یدرک الابصار-لن ترانی لیس کمثله شیء))به طور مطلق رویت خدا را انکار کرده اند.

سپس نویسنده نحوه ایجاد روایات تشبیه را تجزیه وتحلیل نموده ومی نویسد: صحابه درزمان رسول گرامی  اسلام وزمان ابوبکر کسی قائل به این نبود که خداوند نوعی است که با چشم دیده می شودویا با حواس پنجگانه حس شود.سپس افکار رویت وتشبیه از زمام عمر شروع شددرحالی که اهل بیت علیهم السلام وبعض صحابهرویت خداوند را شدیدا رد نمودند.به طوری که این احادیث تشبیه وتجسیم به عایشه رسید واو در مقابل اعلام کرد که احادیث رویت دروغ وافترا بر خدا ورسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم است.سپس نویسنده از صحیح بخاری6/50و8/166روایات عایشه را برای رد به تشبیه وتجسیم برای نمونه ذکر مینماید.

نویسنده برای اینکه برای خواننده روشن کند که روایات نفی رویت زیادند روایات زیادی را از منابع دسته اول اهل سنت ذکر مینماید از جمله تفسیر نسایی در2/239 وص245-در ارشادالساری5/276و7/359و10/356همچنین فخر رازی در المطالب العالیه ج1جزء1/87برنفی رویت خدا ند تاکید کرده اند. به طوری که در سیر اعلام النبلا ذهبی ازعایشه نقل شده است که هرکسی که بگوید رسول اکرم صلی الله علیه وآله پروردگارش را دیده استافترا بزرگی زده است.

سپس نویسنده ذکر مینماید که البانی مذهب صحابه ای که نافی رویت را  هستند را به جهل محکوم کرده است.البانی در فتاوای خود-ص143- گفته است که عقیده رویت خدا فقط در سنت وارد نشده است که در آن تشکیک شود بلکه در قرآن هم آمده است وبه طور متواتر از رسول اکرم صلی الله علیه وآله  درمورد آیه ((وجوه یومئذ ناظره الی ربها ناظره))آمده است که وجوه مومنین قطعا پروردگار خود را نظاره می کنند.البانی در ادامه مینویسد معتزله وشیعه به سبب فلسفه وجوه ناظره را به نعمت خدا وند تسیر کردهاندو همین فلسفه بود که سنت صحیح را منهدم کرد.

سپس نویسند مینویسد که البنی و همفکرانش مُردند همانهایی که جایز نمی دانستند اخذ به بعض قرآن بدون بعض دیگروآیه ((لا تدرکه الابصار-ولیس کمثله شیءو...که جز محکمات قرآن هستنداگر در کنار آیه ((وجوه یومئذٍناظره ))که آیه متشابه استجمع کنیم به دست میآید که آیه دلالت ندارد به نگاه کردن با چشم به ذات خداوند سبحان نه در بهشت ونه قبل از ورود در بهشت.

ثانیا همین البانیو هم فکرانش عدم اخذ به روایات رویت را منهدم شدن سنت دانسته در حالی که با این کلام خود روایات صحیح عایشه به سند بخاری ومسلم و...را منهدم می کنند.

سپس نویسنده منویسد روایات نفی رویت به دلایل زیرصحیح است:

1-بخاطر موافقت با محکمات قرآن مثل قول ((لا تدرکه الابصار ولیس کمثله شیء))

2-بخاطر موافقت با اصل واصل عدم حکم به امکان رویت خداوند با چشم استبا وجود ادله قطعی

3-احادیث اهل البیت علیهم السلام وعایشه نفی کننده رویت استوناظر به روایات رویت میباشد ورویت را تکذیب کردهاندبخلاف روایات رءویت

4احادیث نفی رویت خداوند مخالف با حکم عقل هستند به خلاف احادیث رویت

سپس بی ادبی های بعض از موافقانرویت خدا را در مورد عایشه ذکر مینماید وبه عایشه اشکال وارد نموده اند.

فصل دوم: دراین فصل مذاهب وعقلید مسلمانان در مورد آیات وروایات صفات را که به چها رگروه تسیم شده با ذکر عقاید آنان یاد آوری میشود:

1-مذهب تاویل که موافق با مذهب اهل البیت علیهم السلامواثر قدما اهل سنت ومتاخریناهل سنت از فلاسفه ومعتزله

2-مذهب تفویض وتحریم تاویلکه اکثر قدما محدثین ومقدار کمی از متاخرین هستند

3-تفسیر به معنای لغوی ظاهر یعنی به معنای حسی ید ، وجه و..که ان را معنای لغوی حسی معنا میککند که مذهب یهود ونصاریوکعب الاحبارووهابیون وبنی امیه وحنابله ومقدار کمی از اشاعرهوابن تیمیه وسلفیه

4-ناقلین کسانی که مذبذب ومتحیرند

فصل سوم:در این فصل از کتاب به اعتقاد حنابله  وتجسیم ایشان پرداخته وجمود آنهارا بر الفظزمینی تجسیم ذکر نموده است البته خیلی از حنابه کوشیده اند که خود را از تجسیم بری کننداما تجسیم از بسیاری از مشهوران آنان  بسیارند مثل:زمخشری که اشعاری در کشاف2/573طبع مصر سال1307آورده همچنین فخر ارزی در مطالب العالیه ج2ص25آورده که خیلی از حنابله به تجسیم  استدلال آورده اند.

فصل چهارم:در این فصل ابن تیمیه را که احیاگرعقیده تجسیم است واز حنابه هم بوده ذکر مینماید واز ابن بطوطه درباره ابن تیمیه میآورد که اوبه تجسیم خداوند قایل شده است.

سپس نویسنده برای بهتر درک شدن عقاید ابن تیمیه شواهد فراوانی ازکتب های متعدد اوذکر می کند که بر تجسیم خداوند اصرا دارد.

سپس در این فصل مقوماتمذهب ابن تیمیه را ذکر می کند که نماینگر تجسیم هستندمانند:

1-ابن تیمیه تفویض تفسیر صفات به خدا را رفض کرده است .

2-خدا در مذهب او موجود فوق عالم که نیست فوق او مگر هوا

3-ابن تیمیه صفات خدا را که در قرآن وسنت وارد شده را بر ظاهر حقیقی خود در لغت حمل کرده است یعنی همان معنایمادی حسی وحمل بر مجاز را ترک کردهزیرا عقیده اش این بوده که در قرآن و حدیث مجاز راه ندارد.

4-او قائل است خدا به آسمان دنیا نازل میشود بذاته

5-ابن تیمیه تشبیه را از مذهب خود دفع کرده به این عنوان که تشبیه خدا به خلقش نیست بله برای خدا وجه حسی استودست حسی پس شبیه به خلقش نیست.

فصل پنجم:در این فصل ذهبی که وارث ابن تیمیه است مورد نقد وبررسی قرار گرفته وذهبی را وارث مخفی ابن تیمیه معرفتی نموده است بخاطر دلایل زیر:

1-سُبکی در طبقات شافعیه 2/13تمایل ذهبی را به تجسیم ذکر نموده است

2- سقاف در شرح عقیده طحاویه-ص315- ذهبی رابا ذکر دلایلی تجسیمی خوانده است سپس کلماتی را از ذهبی ذکر میکند که تشبیه وتجسیم را یاد آور شده است.

در همین فصلنویسنده متذکر شده که مجسمه همان فرزندان مذهب ظاهر گرا هستند که دوباره بنیانگذاری شدند.

فصل ششم:در این فصل به معبود وهابی ها پرداخته است وکلماتی را از بن باز والبانی وذهبی پرداخته وعقاید تجسیمی آنان را ذکر نموده است.در ادامه نویسنده آیات وروایات که مخالف عقاید آنان است را ذکر نموده واعتقادات ونقایص آنان را ذکر واشکالاتی که بر عقاید آنان وترد است را متذکر میشود.بعض از عقاید وهابی ها که در این فصل ذکر شده عبرتند از:

1-آنان در مورد عقیده تجسیم خود کارشان به جایی رسیده که حتی تقیه هم میکنند.

2-معتقدند که پروردگارشان فانی است مگر وجه او

3-معتقدند که معبودشان برصورت انسان است وبرا یاو اعضایی است

4- معتقدند  برای معبوذشان ساق حقیقی وجود دارد

5- آنان معتقدند که هوا قبل از معبودشان بوده وبا خدا خواهد بود

6-آنان در مورو عرش متحیرن که آیا عرش کروی است یا مسطح ؟وگفته اند که معبودشان موجود مادی است که حاوی عرش است

7-معتقدند که حاملان عرش معبودشان حیوانات هستند.

فصل هفتم:در این فصل از ردودی که مسلمانان بر وهابین در مورد تجسیم آورده اند را ذکر مینماید مانند: ابن سبکی،حلبی،زهاوی،ابوزهرهدر تاریخ مذاهب اسلامی ،قضاعی در فرقان القرآن،کوثریوسید امین در کشف الارتیاب وسقلف در شرح عقیده طحاویهرا نامبرده که علیه وهابی ه در مورد تجسیم وعقاید غلط آنان ردیه نوشته اند.

فصل هشتم:در این فصل از سخنان فلاسفه ومتکلمین در نفی یتجسیم وجهت برای خداوندآورده است از جمله:1-علامه حلی(ره)در کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد ص154-

2-فخررای در نفی جسمیت خداوند در المطالی العالیه ج2ص25

3-جرجانی در نفی جهت در کتاب شرح المواقف8/19واستدلالات ایشان وردیه ایشان را در مورد تجسیم ذکر نموده است.

فصل نهم:در این فصل نویسنده متذکر میشود که با وجود عناوین فراوان وشواهد بسیار ا ز وهابیها ومجسمه ها بازهم آنان را در کتب خود ذکر نمیکنند ولی در عین حال به شیعه تهمت زده وآنان را متهم میکنند در حالی که این خارج از انصاف است.

سپس در این فصل کتب ملل ونحل هایی را ذکر میکند که چه افتراهایی به شیعه زدهاند واین درحالی است که کلام وافکار وهابیون را میپوشانندمانند:کتاب مقالات الاسلامیین برای اشعری1/211وشهرستانی در الملل ونحل ج1جزء1ص141را شاهد مثال آورده و م.رد نقد وبررسی قرار داده است.

در این فصل همچنین ذکر شده است که همین ملل ونحل نویسها شیعه را به فِرقی تقسیم کردهاند که هیچ وجود خارجی نداشتهوکار به جایی کشیده شده که غربیها هم از کتب ملل ونحل تقلید کرده وبه شیعه تهمت زده اند.

سپس نویسنده برای اثبات کلام خود ردیه هایی را که بر ملل ونحل نویسان آورده اند وکلام آنان را در مورد شیعه رد  می نمایند ذکر می کند مانند:غزالی،شیخ الازهر ،سیوطی،وفخر رازی

 فصل دهم:در این فصل راه و روشهای آکادمی وهابی ها را ذکرنموده است وافتراهایی که آنان علیه تشیع دارند  را ذکر نموده وآنان را مورد نقد وبررسی قرار داده است.

فصل یازدهم: در این فصل از نابغه  تشیع که چگونه به افتراها ودرمنظرات پیروز بوده پرداخته است یعنی هشام بن حکم. سپس مناظراتی را از هشام در این فصل ذکر میکند در ادامه این فصل مناظراتی را که امام صادق علیه السلام وارد شده است را ذکر نموده است.

فصل دوازدهم: دراین فصل نمونههایی از روایات شیعه در مورد توحید ذکر شده که نماینگر آن است که توحید شیعه منزه وپاک از هر گونه شرک وتجسیم وتشبیه ونقص میباشد

                                     والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

----------------

موسسه پژوهشی مذاهب اسلامی


تاریخ : یکشنبه 11 بهمن 1394 | 11:49 ب.ظ | نویسنده : عشاق امام موسی کاظم علیه السلام | نظرات

  • paper | فارسی بوک | ماه موزیک