تبلیغات
دیدبان شیعه- بدعت وشیعیان - مسلمان شدن راهب مسیحى‏ به دست امام حسن عسکری علیه السلام

- شخص مسیحى به نام «مرعبدا» كه بیشتر از صد سال داشت، مى‏گوید:

شاگرد بختیشوع پزشك متوكل بودم. و استادم خیلى به من عنایت داشت. امام حسن عسكرى- علیه السّلام- از او خواسته بود كه یكى از بهترین شاگردانش را براى «فصد» «1» نزد او بفرستد. و او مرا انتخاب كرد و گفت: ابن الرضا «2» از من خواسته است تا كسى را براى فصد، نزد او فرستم. نزدش برو و بدان كه او داناترین شخص در زیر آسمان است. مبادا در آنچه به تو دستور مى‏دهد، اعتراض كنى و ایراد بگیرى.پس به خانه او رفتم و مرا در اطاقى نشاند و فرمود: اینجا باش تا احضارت كنم.

و وقتى كه من نزد امام آمده بودم، به نظرم بهترین زمان فصد بود. اما امام وقتى مرا براى فصد فراخواند كه به عقیده من، براى فصد مناسب نبود. طشت بزرگى را آورد و من هم رگ اكحل بازویش را بریدم و خون جارى گشت تا اینكه طشت پر شد.


آنگاه به من فرمود: خون را قطع كن. خون را قطع كردم. امام دستش را شست و جاى فصد را بست و مرا به اطاقم برگرداند. مقدار زیادى از غذاهاى سرد و گرم میل نمود. و نیز من تا عصر در آنجا ماندم.

باز صدایم كرد و فرمود: خون را جارى ساز. و همان طشت را خواست. من نیز خون را جارى ساختم تا اینكه طشت پر شد.

فرمود: خون را قطع كن. قطع كردم و جایش را بست. و مرا به اطاق بازگرداند.

و شب را در آنجا ماندم.

هنگامى كه صبح شد و آفتاب طلوع كرد، همان طشت را آورد و به من دستور داد تا خون را جارى سازم. من هم دستورش را اجرا كردم. این بار به جاى خون، از

______________________________
(1) «فصد» یعنى رگ زدن و خون گرفتن كه در طب قدیم معمول بود (مترجم).

(2) به امامان بعد از امام رضا- علیه السّلام- «ابن الرضا» هم مى‏گفتند (مترجم).

دستش شیر دوشیده شده خارج شد و طشت پر گشت. سپس فرمود: قطع كن. قطع كردم و دستش را بست. و براى من یك جا لباسى و پنجاه دینار آورد و فرمود: بگیر و ما را ببخش و برو. من هم گرفتم و گفتم: سرورم! دیگر امرى ندارند؟

فرمود: چرا، با كسى كه از دیر عاقول، همراه تو مى‏شود با او خوب رفتار كن.

پس نزد بختیشوع رفتم و قضیه را براى او نقل نمودم.

 بختیشوع گفت: دانشمندان اتّفاق دارند كه در بدن انسان، بیشتر از هفت من‏ «1» خون وجود ندارد. و این طور كه تو حكایت كردى، از چشمه هم خارج شود، جاى تعجب است. شگفت‏تر از آن خارج شدن شیر مى‏باشد.

بختیشوع، مدتى فكر كرد و من هم سه شبانه روز كتاب‏ها را مطالعه مى‏كردم تا شاید مطلبى در مورد این قضیه پیدا كنم ولى چیزى نیافتم. سپس بختیشوع به من گفت: در عالم مسیحیت، داناتر از راهب دیر عاقول، كسى در طب باقى نمانده است. نامه‏اى براى او نوشت و جریان را براى او شرح داد. و آن نامه را توسط من به سوى او روانه ساخت. من هم رفتم تا به دیر او رسیدم. وى را صدا زدم از پنجره نگاه كرد و گفت: چه كسى هستى؟

گفتم: شاگرد بختیشوع.

گفت: چیزى با خودت آورده‏اى؟

گفتم: آرى، زنبیلى را با طناب آویزان كرد و نامه را در آن گذاشتم سپس بالا كشید. و همین كه نامه را خواند پایین آمد و گفت: تو آن مرد را فصد كردى؟

گفتم: آرى.

گفت: خوشا به حال مادرت! و سوار مركبش شد و با هم آمدیم. هنگامى كه به سامرّا رسیدیم، هنوز یك سوم از شب مانده بود. گفتم: دوست دارى به كجا بروى، خانه استاد ما یا خانه آن مرد؟

گفت: خانه آن مرد.

______________________________
(1) هر من دو رطل، و هر رطل 70 مثقال است.


رفتیم تا به در خانه رسیدیم. قبل از اذان صبح بود. در باز شد و خادم سیاهى بیرون آمد و گفت: از شما دو نفر كدامیك راهب دیر عاقول مى‏باشد؟

او گفت: قربانت گردم! من هستم.

خادم گفت: پس پیاده شو. و به من هم گفت: از استرها مواظبت كن. و دست راهب را گرفت و وارد خانه شدند. من دم درب ماندم تا اینكه صبح شد و آفتاب بالا آمد.

آنگاه دیدم كه راهب بیرون آمد اما در حالى كه لباس راهبان را در آورده و لباس سفید (لباس مسلمانان) پوشیده و مسلمان شده است. به من گفت: اكنون مرا نزد استادت ببر. رفتیم تا به خانه بختیشوع رسیدیم. وقتى كه راهب را با آن وضع دید، به طرف او دوید و گفت: چه چیز تو را از دینت خارج ساخته است؟

راهب گفت: مسیح را یافتم و به دست او مسلمان شدم.

استادم گفت: مسیح را یافتى!؟

راهب گفت: یا مثل و مانند مسیح را؛ چون در عالم این نوع فصد را كسى جز مسیح- علیه السّلام- انجام نمى‏دهد. و او در نشانه‏ها و براهین مانند مسیح است.

سپس برگشت و پیوسته در خدمت امام- علیه السّلام- بود تا اینكه از دنیا رفت‏ «1».   

______________________________
(1) وسائل: 12/ 75، حدیث 2.

--------------------------------------------------------------------------------


کتاب جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام  ص     335

 



تاریخ : شنبه 28 آذر 1394 | 11:37 ب.ظ | نویسنده : عشاق امام موسی کاظم علیه السلام | نظرات

  • paper | فارسی بوک | ماه موزیک