تبلیغات
دیدبان شیعه- بدعت وشیعیان - احتجاج حضرت رضا علیه السلام با مخالفان شیعه در مجلس مامون‏2

چهارم: حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله همه اصحاب و یاران خود را از مسجد بیرون كرد جز على علیه السلام را، در این هنگام عباس عموى آن جناب آمد و گفت یا رسول اللَّه ما را از مسجد بیرون كردى و على را در نزد خود نگهداشتى.

پیغمبر فرمود: من شما را از مسجد بیرون نكردم و على را در نزد خود نگه نداشتم، بلكه خداوند متعال دستور داد و شما را بیرون كرده و على را نگاه داشته است، و این بیان گفته حضرت رسول است كه فرمود: «أنت منى بمنزلة هارون من موسى» علماء گفتند: راجع به این گفتارت از قرآن شاهدى دارى؟.

حضرت رضا علیه السلام فرمود: من اكنون در این مورد آیه‏اى از قرآن را تلاوت میكنم، گفتند: بخوانید فرمود: خداوند میفرماید: وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَكُمْ قِبْلَةً در این آیه منزلت هارون در نزد موسى معلوم شده و از این جا منزلت على در نزد حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله معلوم میگردد.

با همه اینها دلیل واضح دیگرى نیز هست، و آن اینست كه نبى اكرم فرمود: «ان هذا المسجد لا یحل لجنب و لا لحائض الا لمحمد و آله» علماء اهل سنت گفتند: این شرح و بیان فقط در نزد شما اهل بیت هست و ما از آن بى‏اطلاع هستیم.

حضرت رضا علیه السلام فرمود: كدام كسى میتواند منكر ما شود، در صورتى كه رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرموده: «أنا مدینة العلم و على بابها فمن أراد مدینة العلم فلیأتها من بابها» پس در شرح و بسطى كه من دادم فضیلت و شرف و سابقه و پاكى على علیه السلام و برگزیدگى آن جناب معلوم و مشخص گردید، و جز معاندین و منكرین كسى نمیتواند آن را رد كند، و ما خداوند را سپاسگزاریم كه این فضیلت را به ما بخشیده است.


اما پنجم خداوند متعال میفرماید وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ‏ این خصوصیتى است كه خداوند آل پیغمبر را به آن مخصوص گردانیده و آنان را بر سایر مردم برگزیده است، هنگامى كه این آیه شریفه فرود آمد پیغمبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله فرمود:فاطمه را بگوئید نزد من بیاید،  فاطمه سلام اللَّه علیها نزد حضرت رسول آمد فرمود اى فاطمه فدك به دون لشكركشى و جنگ به دست آمده است، و آن متعلق به من میباشد، و اینك به شما میبخشم و خداوند فدك را به شما و فرزندانت داده است.

اما ششم خداوند متعال میفرماید قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ این خصوصیت براى پیغمبر اكرم میباشد و سایر پیامبران در آن شركت ندارند، و هم چنین براى آل پیغمبر نیز فضیلتى است كه دیگران در آن سهمى ندارند.

خداوند متعال در داستان نوح علیه السلام میفرماید: یا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ مالًا إِنْ أَجرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ لكِنِّی أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ‏ در داستان هود علیه السلام فرموده: لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى الَّذِی فَطَرَنِی أَ فَلا تَعْقِلُونَ‏ و لیكن در باره پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏.

خداوند متعال محبت آنها را از این جهت واجب گردانید كه میدانست آنان هرگز از دین برنمیگردند و گمراه نمیشوند.

هنگامى كه این آیه بر حضرت رسول اكرم نازل شد، در میان مردم خطبه خواند و پس از حمد و ثناى خداوند فرمود: اى مردم خداوند بر شما امرى را واجب گردانیده آیا میتوانید امر پروردگار را انجام دهید؟

در این هنگام مردم سكوت كردند و جواب آن حضرت را ندادند، پیغمبر اكرم روز بعد بار دیگر سخن خود را تكرار كرد و كسى جواب نداد، روز سوم نیز خطبه خواند و فرمود شما باید امر خداوند را اطاعت كنید، مردم باز سكوت كردند، پیغمبر فرمود: خداوند متعال از شما طلا و نقره و یا ماكول و مشروب نخواسته است، گفتند: پس در این صورت قبول كردیم، و لیكن اكثر آنها به گفته خود وفا نكردند.

بعد از آن حضرت رضا علیه السلام فرمود: پدرم از پدرش و او از پدرانش از امام حسین بن على روایت كرده كه مهاجرین و انصار خدمت حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله آمدند و گفتند: یا رسول اللَّه شما اكنون در مدینه هستید و مردم با شما رفت و آمد دارند و گاهى براى شما مهمان میرسد و نمایندگان قبائل از اطراف و اكناف براى شما میرسند و شما به مخارجى احتیاج دارید، اینك اموال ما در اختیار شما است هر چه میخواهید بردارید و خرج كنید.

در این هنگام جبرئیل امین از طرف خداوند فرود آمد و گفت: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ اى مردم بعد از من خویشاوندان مرا اذیت نكنید، گروهى از مردم برخاستند و گفتند: وى از این جهت گفته ما را قبول نكرد كه خویشاوندان خود را بر ما تحمیل كند، و این سخن را از نزد خود میگوید.

وقتى كه این سخن بسیار ناروا از آنها شنیده شد این آیه فرود آمد: أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِی مِنَ اللَّهِ شَیْئاً، هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِیضُونَ فِیهِ كَفى‏ بِهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ‏.

حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله فرستاد آن جماعت در مجلس شركت كردند، سپس فرمود: مطلب تازه‏اى پیش آمده است؟

گفتند: آرى یا رسول اللَّه بعضى از ما سخنان ناروائى گفته‏اند و ما از گفته‏هاى آنها ناراحت شدیم، پیغمبر اكرم آیه را بر آنها تلاوت كردند و آنها سخت بگریه افتادند، بعد از این آیه نازل شد: وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ وَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ‏ اما آیه هفتم خداوند متعال مى‏فرماید: إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً معاندان پس از نزول این آیه شریفه‏ گفتند: یا رسول اللَّه سلام بر شما را دانستیم چگونه است، و لیكن صلوات را براى ما بیان فرمائید كه آن چگونه است؟. فرمود: میگوئید «اللهم صل على محمد و آل محمد كما صلیت على ابراهیم و آل ابراهیم انك حمید مجید» اى مردم شما در دین اختلافى دارید؟ گفتند: نداریم، مامون گفت: در دین اختلافى نیست آیا در نزد شما مطلبى روشن‏تر از قرآن هست.

حضرت رضا علیه السلام فرمود: تفسیر آیه شریفه‏ یس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِیمِ‏ چیست؟.

علماء گفتند: مقصود از «یس» محمد است، و در آن شكى نیست، امام رضا فرمود: خداوند متعال به محمد و آل او فضیلتى داده كه به هیچ كس عطا نكرده است و آن فضیلت این است كه خداوند جز بر انبیاء به دیگرى سلام نكرده است، و در قرآن فرموده: سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ‏ و نیز گفته: سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهِیمَ‏ و یا سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ‏.

خداوند متعال نفرمود: سلام بر آل نوح و یا سلام بر آل ابراهیم و یا سلام بر آل موسى و هارون، و لیكن فرموده: و سلام على آل یس یعنى آل محمد، مأمون گفت: من میدانستم در معدن نبوت شرح و تفسیر این هست.

اما آیه هشتم خداوند متعال فرموده: وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ در این آیه شریفه پروردگار متعال سهم خویشاوندان پیغمبر را با سهم آن جناب نزدیك قرار داده است، و باین وسیله بین آنها و امت فرق گذاشته است.

زیرا در این آیه ذوى القربى را در یك طرف و سایر مردم را در طرف دیگر قرار داده است، و آنچه را خداوند براى خود برگزیده براى آنها نیز اختیار كرده است. این دستور مؤكد براى آنها تا روز قیامت هست و در كتاب ناطق به آن تصریح شده است، و اما قول خداوند متعال كه فرمود: وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساكِینِ‏ یتیم هر گاه دوره یتیمیش پایان یابد دیگر از غنائم به او نمى‏دهند، و لیكن ذوى القربى تا روز قیامت سهم آنها محفوظ است، و غنى و فقیر در آن سهیم هستند، خداوند براى خود سهمى و براى رسولش نیز سهمى اختیار كرده است، و براى ذوى القربى نیز مانند خود و رسولش سهمى برگزیده است.

و در غنائم و فى‏ء نیز براى آنان سهمى معین كرده و در اطاعت خود و رسولش نیز ذوى القربى را شركت داده و فرموده: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ‏ و هم چنین در آیه شریفه: إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا ولایت خود را با رسولش و آل او قرین ساخته است، همان طور كه در فى‏ء و انفال با خود شریك و سهیم كرده است.

اما در آیه صدقات، بیان دیگرى دارد در آن جا خداوند متعال فرموده: إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِینِ وَ الْعامِلِینَ عَلَیْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمِینَ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِنَ اللَّهِ‏. مشاهده میكنید كه در این آیه مباركه كه خداوند براى خود و رسول و ذوى القربى سهمى معین نكرده است، زیرا خداوند خود و رسول و اهل بیتش را از گرفتن صدقه منزه نموده است، زیرا صدقه بر آنها حرام است، و چون صدقه از بابت كفاره پرداخت مى‏گردد و اهل بیت پاك هستند از این رو گرفتن صدقه بر آنها حرام شده است.

اما آیه نهم خداوند متعال مى‏فرماید: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ* مقصود از اهل ذكر در این آیه شریفه ما هستیم.

علماء گفتند: مقصود از اهل ذكر در این جا یهود و نصارى میباشند، حضرت رضا علیه السلام فرمود: آیا ما مى‏توانیم در صورتى كه آنان ما را به دین خود دعوت كنند و بگویند دین ما از اسلام افضل است ما این دعوت آنان را قبول كنیم؟.

 مامون گفت: آیا در این مورد دلیل روشنى كه بتواند آنها را محكوم كند دارید؟.

حضرت رضا (ع) علیه السلام فرمود: آرى مقصود از «ذكر» رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله مى‏باشد و «اهل الذكر» هم ما میباشیم، و در قرآن مجید در این مورد تصریح شده است، و آن اینست كه خداوند فرموده‏ فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ الَّذِینَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا یَتْلُوا عَلَیْكُمْ آیاتِ اللَّهِ مُبَیِّناتٍ‏ و ذكر در این جا رسول خدا (ص) بوده و اهل ذكر هم ما هستیم.

اما آیه دهم خداوند متعال فرموده: حُرِّمَتْ عَلَیْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ‏ تا آخر آیه، اینك جواب دهید اگر رسول خدا (ص) زنده بود میتوانست دختر و یا دخترزاده‏ام را بگیرد.

گفتند: خیر نمیتوانست، بار دیگر فرمود: آیا میتوانست دختر یكى از شما را بگیرد؟.

گفتند: آرى، فرمود: پس از این جا معلوم شد كه من از آل او هستم و شما نیستید، پس شما از امت او هستید، این است فرق بین امت و آل.

اما آیه یازدهم خداوند متعال در سوره مؤمن فرمود: وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَكْتُمُ إِیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَیِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ‏ آن مرد پسر دائى فرعون بود. خداوند در این آیه شریفه او را به فرعون نسبت داد و به دین او اضافه نكرد، همین طور ما را به آل مخصوص گردانید زیرا ما از آن جناب متولدشده‏ایم و لیكن سایر مردم به دین او نسبت داده شده‏اند، و این است فرق بین آل و امت.


 آیه دوازدهم این است كه خداوند فرمود: وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها خداوند متعال ما را به این خصوصیت معرفى كرد و سایر مردم را از این خصوصیت برخوردار نكرد. حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله درب خانه على و فاطمه علیهما السلام مى‏آمد و آنها را براى نماز و حضور در مسجد آماده مى‏كرد و میگفت: «الصلاة یرحمكم اللَّه» خداوند متعال هیچ یك از فرزندان پیغمبران را مانند ما گرامى نداشت.

-------------------

کتاب اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام ،ص:626به بعد

 

 



تاریخ : دوشنبه 23 آذر 1394 | 03:50 ب.ظ | نویسنده : عشاق امام موسی کاظم علیه السلام | نظرات

  • paper | فارسی بوک | ماه موزیک