تبلیغات
دیدبان شیعه- بدعت وشیعیان - فضائل امام حسن وامام حسین (علیهما السلام)در صحاح ششگانه اهل سنت

احادیثى كه در رابطه با حب و بغض حسنین علیهما السّلام رسیده است‏

(2) [صحیح ترمذى 2/ 240] به سند خود، از «اسامة بن زید» روایت كرده است كه در یكى از شبها، براى انجام حاجتى به خانه رسول الله رفتم، پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله بیرون آمد در حالیكه چیزى زیر عبا داشت كه نمى‏توانستم آن را تشخیص بدهم. بعد از مطرح ساختن حاجتم و برآورده شدن آن، عرض كردم: یا رسول الله! چه چیز زیر عبا دارى؟ حضرت عبا را كنار زد، دیدم حسن و حسین را بالاى ران خود نهاده است. آنگاه فرمود: این دو، فرزندان من و فرزندان دختر من هستند. خدایا! من دوستشان دارم، تو هم آنها و دوستدارشان را دوست بدار.

مؤلف  کتاب فضائل پنج تن(ع)در صحاح ششگانه اهل سنت گوید: «متقى» این حدیث را در [كنز العمال 6/ 220] روایت كرده و مى‏گوید: «ابن حبّان» این حدیث را از «اسامة بن زید» نقل كرده است و «نسائى» هم در كتاب [خصایص ص 36] آن را آورده است.

      (روایاتی است که با خواندن آن معلوم میشود که وهابی ها ربطی به اهل سنت ندارند)

(3) [صحیح ترمذى 2/ 307] به سند خود، از «براء» نقل مى‏كند كه در یكى از روزها، همین كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله حسنین علیهما السّلام را دید، فرمود: پروردگارا! این دو تن را دوست مى‏دارم، تو هم آنها را دوست بدار.

(1) [صحیح ابن ماجه‏] در فضائل حسنین علیهما السّلام، به سند خود، از «ابو هریره» روایت مى‏كند كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: كسى كه حسن و حسین را دوست بدارد، مرا دوست داشته است. و كسى كه آنها را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است.

مؤلف کتاب فضایل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت گوید: «احمد حنبل» این حدیث را در [مسند 2/ 288]، «خطیب بغدادى» در [تاریخ 1/ 141]، «مناوى» در [كنوز الحقایق ص 134] و «دیلمى» روایت كرده‏اند.

(2) [مسند امام احمد حنبل 5/ 369] به سند خود، از «عطا» روایت مى‏كند كه مردى به او گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را دیدم كه حسنین علیهما السّلام را به سینه چسبانیده بود و مى‏فرمود: پروردگارا! من این دو را دوست مى‏دارم، تو هم آنها را دوست بدار.

 

 

(3) [مسند ابى داود طیالسى 10/ 332] به سند خود، از «ابو هریره» روایت مى‏كند كه از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم درباره حسنین علیهما السّلام، مى‏فرمود: پروردگارا! این دو بزرگوار و محبّانشان را دوست بدار.

(4) مؤلف گوید: «متّقى» این حدیث را در [كنز العمال 6/ 221] چنین نقل كرده است: بار پروردگارا! حسنین را دوست مى‏دارم و تو هم آنها را دوست بدار. و كسى كه آنها را دشمن مى‏دارد، دشمن بدار. این حدیث را «ابن ابى شبیه» و «طبرانى» از «ابو هریره» روایت مى‏كنند. و «هیثمى» هم در [مجمع 9/ 180] به دو عبارت مختلف، روایت كرده است و در یكى از آنها از «ابو هریره» نقل مى‏كند كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله درباره حسنین، فرمود: پروردگارا! آنها را دوست مى‏دارم، تو هم آنها را دوست بدار. «بزّاز» هم این حدیث را روایت مى‏كند و سند آن حسن است.

در دیگرى گفته است: «ابو هریره» گفته كه شنیدم از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله درباره حسنین علیهما السّلام، مى‏فرمود: كسى كه مرا دوست مى‏دارد، باید حسنین را دوست بدارد. «بزاز» هم آن را روایت مى‏كند.

(1) [همان كتاب 10/ 327] از «ابو هریره» نقل مى‏كند كه شنیدم از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله درباره حسنین علیهما السّلام، مى‏فرمود: كسى كه مرا دوست مى‏دارد، بر اوست كه این دو تن را هم دوست بدارد.

(2) [سنن بیهقى 2/ 263] به سند خود، از «زرّین بن حبیش» روایت مى‏كند، در یكى از روزها رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله نماز را با مردم بجاى مى‏آورد، حسنین كه دوران كودكى را سپرى مى‏كردند وارد مسجد شدند و شروع كردند به پریدن بر پشت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله كه در حال سجده بود. مردم سعى كردند آنها را از این كار باز دارند، در این هنگام پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله نماز را سلام داد و فرمود: كه پدر و مادرم فدایشان باد، آنها را به حال خود بگذارید (و از این كارشان جلوگیرى ننمائید) و همچنین فرمود: كسى كه مرا دوست مى‏دارد، این دو تن را هم باید دوست بدارد.

مؤلف مى‏گوید: «ابو نعیم» این حدیث را در [حلیة 8/ 305] با اندك اختلافى آورده و «ابن حجر» هم در [اصابه 2/ 12] نقل كرده و مى‏گوید: براى این حدیث شاهدى است در «سنن» و در «صحیح»، «ابن خزیمه» از «بریده» نقل مى‏كند و در «معجم بغوى» مانند آن را به سند صحیح، از «شداد بن الهاد» روایت كرده است.

(3) [كنز العمال 7/ 108] از «حصین بن عوف خثعمى» روایت مى‏كند كه در یكى از روزها، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله جلوى خانه فاطمه علیها السّلام توقف كرد و سلام داد.

درست در همین لحظه حسن علیه السّلام یا حسین علیه السّلام از خانه بیرون آمد. پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله خطاب به او فرمود: پدرم فداى تو، اى چشم پشه (بقّة) «1» بالا بیا. وى دو انگشت حضرت را گرفت و روى دوش پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله نشست. پس از آن، دیگرى كه حسن علیه السّلام یا حسین علیه السّلام باشد از خانه بیرون آمد در حالى كه یكى از دو چشمش را به طرف بالا متوجه كرده بود، پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: آفرین بر تو! پدرم به فداى تو، بالا بیا كه تو

______________________________
(1) بقّة: مگس بزرگ را گویند (فقه اللغة و سرّ العربیه ثعالبى ص 62)

چشم پشه‏اى. وى دو انگشت رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را گرفت و روى دوش دیگر پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله نشست. در این هنگام پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله گردن آنها را با دست مبارك پایین آورد تا اینكه دهانشان را روى دهان خود نهاد و فرمود: پروردگارا! اینان را دوست مى‏دارم، تو هم آنها را دوست بدار و دوستان آنها را نیز دوست بدار.

«طبرانى» این حدیث را از «ابو هریره» نقل كرده است.

(1) مؤلف گوید: علامه فقید حرمین و مفتى عراقین، محدث شام، صدر الحفاظ ابو عبد الله محمد بن یوسف بن محمد قرشى كنجى شافعى (وفات: سال 658 هجرى) در كتاب «كفایة الطالب فى مناقب امیر المؤمنین على بن ابیطالب علیه السّلام» به سند خود كه منتهى به «ابو هریره» مى‏شود، روایت مى‏كند كه در یكى از روزها، رسول اكرم صلّى اللّه علیه و آله دست حسین علیه السّلام را گرفت و او را در حالیكه كف پاى حسین را بر دل و سینه خود گذاشته بود، بالا مى‏برد و مى‏فرمود: «حزقة حزقة ترّق عین بقّة»

سپس فرمود: پروردگارا! همانا حسین علیه السّلام را دوست مى‏دارم، تو هم او و هركس كه او را دوست مى‏دارد دوست بدار. «كنجى» به دنبال آنچه آورده شد، اظهار مى‏دارد: این حدیث، حدیث حسن و ثابتى است، آنگاه «حزقة» را چنین معنى كرده است: این كلمه به كسى گفته مى‏شود كه در هنگام حركت گامها را نزدیك به یكدیگر برمى‏دارد و یا كسى كه گامهاى او كوتاه باشد و «عین بقّة» اشاره به پشه‏اى است كه پرواز مى‏كند و چشمش از هر چیزى كوچكتر است تا آنجا كه چیزى به كوچكى آن نمى‏باشد.

«ابن عساكر» این حدیث را با اندك تغییرى در [تاریخ كبیر 4/ 202] متذكر شده است و مى‏گوید: «حافظ» و «طبرانى» این حدیث را از «ابو هریره» روایت كرده‏اند و همچنین «ابن عبد البرّ» در كتاب [استیعاب 1/ 148] از «ابو هریره» نقل كرده است‏

(2) و «ابن اثیر جزرى» در كتاب «النهایة» در ذیل كلمه «حزق»، مى‏نویسد: در حدیث آمده است كه در یكى از روزها، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله حسین- یا حسن علیه السّلام‏- را حركت مى‏داد تا شادى كنند و در همین حال مى‏فرمود: «حزقة حزقة ترّق عین بقّة»

با این جمله آن حضرت دست یكى از آن دو را مى‏گرفت و بالا مى‏برد تا روى سینه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله قرار مى‏گرفت: «حزّقه»، كودك ناتوانى است كه از ناتوانى تازه براه افتاده باشد و همانطور كه اشاره شد این جمله را رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به عنوان شادمانى و انس گرفتن بیان مى‏فرمود. و كلمه «ترّق»، به معناى بالا بیا و صعود كن، است و «عین بقّه»، كنایه از چشم كوچك است و «حزّقه» (از نظر قواعد عربى) مرفوع و خبر براى مبتداى محذوف است و به این تقدیر: «انت حزّقه» و «حزقه» دومى هم خبر براى مبتداى محذوف و یا خبر مكرر است و كسى كه آن كلمه را بدون تنوین، بیان كند، منظورش «یا حزقة» است كه حرف ندا «یا» را از آن حذف كرده است. «حزقه» با حاء و (زاى) مضموم و تشدید قاف فتحه‏دار است و در آخر آن، «هاء» مى‏باشد.

(1) [هیثمى در مجمع 9/ 181] از «سلمان» روایت مى‏كند كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: هر كس كه حسنین را دوست بدارد، من او را دوست مى‏دارم و هر كس را كه من دوست بدارم، خدا او را دوست مى‏دارد و هر كس مورد محبت خدا قرار بگیرد، خدا او را به بهشتهاى پر نعمت وارد مى‏سازد و كسى كه آنها را دشمن بدارد، من او را دشمن مى‏دارم و هركس را كه من دشمن بدارم، خدا هم دشمن او خواهد بود و آن كس را كه خدا دشمن بدارد، او را به دوزخ مى‏برد و به عذاب همیشگى دچار مى‏كند. «طبرانى» این حدیث را روایت كرده است.

مؤلف گوید: «متّقى» هم این حدیث را در [كنز العمال 6/ 221] روایت كرده و مى‏گوید: «ابو نعیم» و «ابن عساكر» هم حدیث مزبور را از «سلمان» روایت كرده‏اند و «ابو نعیم» از «ابو هریره» هم روایت مى‏كند.

(2) [مستدرك حاكم 3/ 166] به سند خود، از «سلمان» روایت مى‏كند كه از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم كه مى‏فرمود: حسن و حسین دو فرزند من‏اند؛ كسى كه آنها را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و كسى كه مرا دوست بدارد، خداى تعالى او را دوست مى‏دارد و كسى كه خدا او را دوست بدارد، به بهشت مى‏رود و كسى كه با آنها دشمنى ورزد، با من دشمنى كرده است و كسى كه با من دشمنى كند، خدا او را به دوزخ مى‏برد.

«حاكم» گوید: این حدیث طبق نظر «بخارى» و «مسلم»، از احادیث صحیح است.

(1) [همان كتاب 3/ 166] به سند خود، از «ابو هریره» روایت مى‏كند كه در یكى از روزها، حضرت رسول اكرم صلّى اللّه علیه و آله را دیدم كه حسن و حسین را به دوش خود نهاده و به جانب ما مى‏آید و هر بار، یكى از آنها را مى‏بوسد. همین كه به جمع ما رسید، یكى از اصحاب پرسید: یا رسول الله! آیا این دو فرزندت را دوست مى‏دارى؟ حضرت فرمود: آرى! كسى كه این دو دلبندم را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و كسى كه با آنها كینه‏توزى نماید، با من كینه‏توزى كرده است. «حاكم» گفته است كه سند این روایت، صحیح است.

مؤلف گوید: «احمد حنبل» این حدیث را در [مسند 2/ 440]، «هیثمى» در [مجمع 9/ 179] و «بزّاز» هم، روایت كرده‏اند.

(2) [همان كتاب 3/ 171] از «ابو حازم» روایت مى‏كند كه بخاطر دارم كه حضرت امام حسن علیه السّلام رحلت كرده بود، امام حسین علیه السّلام به «سعید بن عاص»- حاكم مدینه- كه در تشییع جنازه آن حضرت حضور داشت، با ناراحتى گفت: به جلو برو و بر امام حسن علیه السّلام نماز بگزار و اگر روش معمول چنین نبود هرگز تو را به پیشنمازى وا نمى‏داشتم!! «1» «ابو هریره» مى‏گوید: هنگامى كه این طرز برخورد آنها را مشاهده كردم، گفتم: در این هنگام كه مى‏خواهید فرزند پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله خود را دفن‏

______________________________
(1) محققین شیعه از جمله علامه قرشى در كتاب «حیاة الحسن علیه السّلام» بعد از نقل این مطلب، آن را رد كرده و فرموده كه فقط «سعید بن عاص» در تشییع جنازه شركت داشت و چگونه امكان دارد امام حسین علیه السّلام او را به چنین كارى بگمارد.

كنید، چنین برخوردهائى خوب نیست! براى اینكه از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم كه مى‏فرمود: كسى كه حسن و حسین را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و كسى كه با آنها دشمنى كند، با من دشمنى كرده است. «حاكم» این حدیث را صحیح دانسته است.

مؤلف گوید: «احمد حنبل» این حدیث را در [مسند 2/ 531]، «بیهقى» در [سنن 4/ 28] و «ابن حجر» در [تهذیب التهذیب 2/ 301] نقل كرده‏اند.

(1) [هیثمى در مجمع 9/ 180] از «قرة بن ایاس» روایت است كه نبىّ اكرم صلّى اللّه علیه و آله درباره حسنین علیهما السّلام، فرمود: پروردگارا! این دو را دوست مى‏دارم، تو هم آنها را دوست بدار.

(2) [ذخائر العقبى ص 123] از «یعلى بن مرّه» روایت كرده است، حسنین علیهما السّلام در حالیكه بر یكدیگر پیشى مى‏گرفتند حضور رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله رسیدند. یكى از آن دو كه پیشتر از دیگرى رسیده بود دست در گردن پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله انداخت، حضرت رسول هم او را به سینه چسبانید و آن دیگرى كه رسید او هم دست به گردن پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله افكند، حضرت او را هم به سینه فشرد؛ پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله گاهى این یكى و گاهى آن دیگرى را مى‏بوسید و آنگاه به مردم فرمود: من این دو تن را دوست مى‏دارم، شما هم آنها را دوست بدارید. «احمد» و «دولابى» این حدیث را نقل كرده‏اند.

(3) [همان كتاب ص 123] از «عبد الله» روایت كرده كه گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله نماز مى‏خواند و حسنین علیهما السّلام بر پشت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله مى‏پریدند، در این هنگام مردم مى‏خواستند آنها را از این كار باز دارند، پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: پدر و مادرم فداى آنها، آنان را به حال خود بگذارید و همچنین مى‏فرمود: كسى كه مرا دوست مى‏دارد، باید آنها را هم دوست بدارد. «ابو حاتم» از این حدیث یاد كرده است.

مؤلف گوید: «طبرى» همین روایت را در صحفه 132 با اندك اختلافى آورده است و مى‏گوید: «حافظ دمشقى» هم به ذكر آن پرداخته است. و «هیثمى» در [مجمع 9/ 179] متذكر آن شده و گفته است: «ابو یعلى» و «بزّاز» و «طبرانى» به مختصرى از آن، اكتفا نموده‏اند.

(1) [همان كتاب ص 123] از «اسرائیل» نقل مى‏كند كه از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم كه مى‏فرمود: كسى كه حسنین علیهما السّلام را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و كسى كه آنها را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است. «ابو سعید» این حدیث را در «شرف النبوة» نقل نموده است.

(2) [همان كتاب ص 124] از «عبد الله» نقل كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: این دو بزرگوار، فرزندان من‏اند؛ كسى كه حسنین را دوست بدارد، مرا دوست داشته است. «ابن سرى» و مؤلف «الصفوه» این حدیث را نقل كرده‏اند.

مؤلف گوید: «هیثمى» هم در [مجمع 9/ 180] با اندك اختلاف لفظى، متعرض آن شده است و از «عبد الله بن مسعود» روایت كرده كه پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله در حق حسنین علیهما السّلام، فرمود: بار پروردگارا! آنها را دوست مى‏دارم، پس تو هم دوستشان بدار و كسى كه آنها را دوست بدارد، مرا دوست داشته است. «بزّاز» این حدیث را نقل كرده و سندش خوب است.

(3) [همان كتاب ص 124] از «سعید بن راشد» روایت مى‏كند كه حسنین علیهما السّلام بسوى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شتافتند، هنگامى كه به خدمت پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله رسیدند، هر دو را به سینه چسبانید و فرمود: این دو، دو دسته گل خوشبوى دنیاى من‏اند؛ كسى كه مرا دوست مى‏دارد، باید آنها را هم دوست بدارد.

«ابن بنت منیع» این حدیث را روایت كرده است.

(4) [هیثمى در مجمع 9/ 185] از حضرت على علیه السّلام روایت مى‏كند كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله درباره حسین بن على علیه السّلام، فرمود: كسى كه این بزرگوار را دوست‏ بدارد، مرا دوست داشته است.

«طبرانى» این حدیث را روایت مى‏كند.

---------------------------------------------------------------  

برگرفته ازکتاب فضائل پنج تن(ع)در صحاح ششگانه اهل سنت ،ج‏4،ص:138

 

 



تاریخ : یکشنبه 1 آذر 1394 | 02:34 ب.ظ | نویسنده : عشاق امام موسی کاظم علیه السلام | نظرات

  • paper | فارسی بوک | ماه موزیک