تبلیغات
دیدبان شیعه- بدعت وشیعیان - [استشهاد أبو أیّوب انصارى و همراهان او به حدیث غدیر]

یعقوبى مى‏گوید: طلحة بن عبید اللّه، در معركه كارزار و گیراگیر جنگ كشته شد. مروان بن حكم او را با تیرى هدف گرفت و به روى زمین انداخت و گفت: من درباره خونخواهى عثمان از طلحه، تأخیر أمر را از امروز جایز نمى‏دانم و من طلحه را كشتم.

چون طلحه به روى زمین افتاد، گفت: قسم به خدا من هیچوقت مانند امروز ندیدم كه شیخى از شیوخ قریش اینطور خونش ضایع شود. سوگند به خدا من در هیچ موقفى نایستادم مگر آنكه پیش از آن، جاى قدم خود را دیده‏ ام، إلّا در این موقف كه بدون بصیرت آمده ‏ام.[1] و مسعودى مى‏ گوید: چون مروان بن حكم، طلحه را در میدان نبرد دید، گفت: براى من تفاوتى ندارد به این طرف تیر افكنم یا به آنطرف: جیش على و یا جیش بصره. و تیرى به أكحل طلحه زد و او را شكست.[2] احتجاج ششم: استدلالى است كه نیز در كوفه در سنه 36 و یا 37 صورت گرفته است، و شرح آن اینست كه جماعتى به نزد أمیر المؤمنین علیه السّلام آمدند و با خطاب یا مولانا به آنحضرت سلام كردند. حضرت فرمودند: چگونه من مولاى شما هستم با آنكه شما عرب هستید؟ (یعنى مولى به آقا و سیّد و سالار، و صاحب غلام و كنیز و صاحب أسیر و نظائرها گویند، و با اینكه شما عرب هستید و از اسراى خارج نیستید و غلام و بنده من نیستید چگونه شما مرا مولاى خودمى‏ دانید؟) و با لفظ مولى به من خطاب مى‏ كنید؟ آنها گفتند: ما از رسول خدا شنیده‏ ایم كه در روز غدیر خمّ مى‏ فرمود: من كنت مولاه فعلىّ مولاه.

علىّ بن عیسى اربلى در «كشف الغمّه» أحادیثى را در منقبت أمیر المؤمنین علیه السّلام از حافظ أبو بكر أحمد بن موسى بن مردویه روایت مى‏ كند، و در ابتدایش مى‏ گوید: و أمّا ما رواه الحافظ أبو بكر أحمد بن موسى بن مردویه فأنا أذكره على سیاقته، و ما توفیقى إلّا بالله علیه توكّلت و إلیه أنیب‏[3] و سپس شروع به فضائل مى ‏كند تا مى‏ رسد به آنكه مى‏ گوید: از ریاح بن حرث‏[4] روایت است كه او مى‏ گوید: من در رحبه با أمیر المؤمنین علیه السّلام بودم كه یك قافله كوچكى وارد شدند تا اینكه در رحبه بار انداخته و پیاده شدند، و پس از آن بطور پیاده، روى آورده و به نزد على علیه السّلام آمدند و گفتند: السّلام علیك یا أمیر المؤمنین و رحمة الله و بركاته حضرت فرمود: ایشان چه كسانى هستند؟ آنها گفتند: موالیك یا أمیر المؤمنین (اى أمیر مؤمنان! ما موالیان تو هستیم!) ریاح مى‏گوید: من به أمیر المؤمنین نظر كردم و او مى‏خندید و مى ‏گفت: من أین و أنتم قوم عرب؟ (از كجا هستید و چگونه موالى من هستید در حالیكه شما عرب مى ‏باشید؟) ایشان گفتند: ما از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در روز غدیر خمّ در حالیكه بازوى تو را گرفته بود شنیدیم كه گفت: أیّها النّاس! ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم؟! قلنا: بلى یا رسول الله! فقال: إنّ الله مولاى، و أنا مولى المؤمنین، و علىّ مولى من كنت مولاه، اللّهمّ وال من والاه، و عاد من عاداه.[5] أمیر المؤمنین علیه السّلام به ایشان گفت: آیا شما بدین كلام گویا هستید؟ گفتند: آرى! فرمود: و علاوه بر گفتار، شهادت هم بر این مطلب مى‏ دهید؟ گفتند: آرى. حضرت بآنها فرمود: صدقتم (راست گفته‏اید).

آن جماعت رفتند و من هم به دنبال آنها رفتم و به یك نفر از آنها گفتم: اى بنده خدا! شما چه كسانى هستید؟! گفتند: ما جماعتى هستیم از أنصار، و این مرد أبو أیّوب صاحب منزل رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله است. من دست أبو أیّوب را گرفتم و بر او سلام كردم و مصافحه نمودم.[6]



[1] ( 1)-« تاریخ یعقوبى» ج 2، ص 182.

[2] ( 2)-« مروج الذهب» ج 2، ص 373.

[3] ( 1)-« كشف الغمّة» ص 92.

[4] ( 2)- أبو المثنّى ریاح بن حارث نخعى كوفى متوفى در سنه 36، ابن حجر در« تهذیب التهذیب» در زمره كسانى كه ریاح نامیده شده‏اند ترجمه او را آورده است و گفته است: او از رجال أبو داود، و ابن ماجه و نسائى است.

[5] ( 3)- حدیث ركبان را ابن مغازلى جلّابى شافعى از أحمد بن محمّد بزّاز با سند خود از ریاح بن حرث در ص 22 از« مناقب» خود آورده است، و علّامه أمینى در« الغدیر» از أحمد بن حنبل از ریاح بن حرث در ج 1، ص 187، و نیز در« احقاق الحقّ» ج 6، ص 326 آورده است.

[6] ( 1)- در اینجا در نسخه بدل آمده است كه إربلى مى‏گوید: این روایت را با ألفاظى مختصرتر از این از« مسند» احمد بن حنبل و ریاح بن حارث سابقا ذكر كردیم. و« البدایة و النهایة» ج 5، ص 212.



تاریخ : چهارشنبه 15 مهر 1394 | 10:12 ب.ظ | نویسنده : عشاق امام موسی کاظم علیه السلام | نظرات

  • paper | فارسی بوک | ماه موزیک