تبلیغات
دیدبان شیعه- بدعت وشیعیان - تماشاگری جنسی، تماشای تصاویر مبتذل

نگاه به نامحرم چه عیبی دارد؟

چه کار کنم تا از تماشاگری جنسی و مشاهده تصاویر مبتذل نجات پیدا کنم؟ فکر می کنم غیر ممکنه؟ راهش را به ما نشان دهید. خیلی ممنون.[ii]

خواهش می‏كنم در مورد نگاه به نامحرم و صحنه های آلوده در گوشی همراه و ماهواره بنویسید. من نگاهم زیاد كنترل نمی‏شود، لطفا راهنمایی‏ام بفرمایید



[ii] -منبع اولیه : پایگاه حوزه، www.hawzah.net/hawzah مقاله 1227

پیش از پاسخ به سه مورد تاریخی اشاره می نماییم. شواهد تاریخی انگیزه ما را برای تقویت خواست قلبی و خودکنترلی افزایش می دهد.

1- پیروزی فرعونیان بر سپاهیان حضرت موسی(ع):[i]

بلعم باعورا از زاهدان و عابدان و از فرزندان لوط(ع) بود بود و اسم اعظم الهى به او داده شده بود و به واسطه آن اسم، مستجاب الدعوة گشته بود، امّا به فرعون تمایل یافت و زمانى كه فرعون در طلب موسى(ع) با اصحاب خود می رفت، از كنار او گذشت و به او گفت: موسى و یارانش را نفرین كن تا زندانى ما شوند، بلعم باعورا هم سوار بر حمار خود شد تا دنبال موسى(ع) حركت كند، حمار او از رفتن امتناع كرد، بلعم باعورا حمار را ضربه‏اى زد، حمار به خواست خدا به سخن در آمد و گفت: واى بر تو، آیا من را براى این كه نمى‏خواهم همراه تو بیایم تا پیامبر خدا و قوم مؤمن او را تعقیب و نفرین كنى، كتك مى‏زنى؟ امّا بلعم باعورا آن قدر آن حیوان را تازیانه زد كه به قتل رسید و خداوند هم اسم اعظم خود را از زبان او منفكّ نمود و جدا كرد.

در همین رابطه خداى تعالى مى‏فرماید: «فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِینَ  وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ ... »[ii] «و بر آن ها بخوان، سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم؛ ولی (سرانجام) خود را از آن تهی ساخت و شیطان در پی او افتاد و از گمراهان شد. * و اگر می خواستیم (مقام) او را با این آیات بالا می بردیم؛ (اما اجبار بر خلاف سنت ماست و او با انتخاب خود) به پستی گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد.»

وقتى موسى و هارون علیهما سلام در تیه وفات یافتند، خداوند متعال به یوشع بن نون وحى كرد تا به جانب اریحا در سرزمین شام برود و آنجا را فتح نماید و سایر مفسّران گفته‏اند: موسى تا زمان خروج از تیه و فتح اریحا زنده ماند و یوشع بن نون و كالب بن یوحنّا[iii] از سپاهیان موسى بودند. وقتى سپاه موسى به اریحا رسیدند، جبّاران گرد بلعم باعورا اجتماع كردند و به او گفتند:

موسى(ع) مى‏خواهد بیاید و ما را به قتل برساند یا ما را از دیارمان خارج كند، پس تو او را نفرین كن، بلعم باعورا كه به اسم اعظم آگاه بود، به آنها گفت: چگونه علیه پیامبر خدا و مؤمنین و ملائكه همراه ایشان دعا كنم، پس آنها بازگشتند و ناامید شدند.

آنان سپس نزد همسر او رفتند و به او هدیه‏اى دادند و از او خواستند از همسرش خواهش كند تا بنى اسرائیل را نفرین كند، همسرش از او درخواست كرد و او باز هم امتناع كرد، امّا آن زن آنقدر اصرار كرد كه بلعم باعورا گفت: باید از پروردگارم استخاره كنم، سپس استخاره كرد، پروردگارش در عالم خواب او را از نفرین نهى كرد، بلعم ماجرا را به همسرش گفت، زن گفت: دوباره از پروردگارت طلب خیر كن، مجددا استخاره كرد و این بار جوابى نگرفت، همسرش گفت: اگر پروردگارت مى‏خواست تو را نهى مى‏كرد، از آن پس آنقدر در گوش او نجوا كرد تا او را مجبور به اجابت قوم كرد، پس بلعم برخاست و سوار بر درازگوش شد تا به جانب كوهى برود كه مشرف بر بنى اسرائیل بود تا در برابر آنها بایستد و به آنها نفرین كند، امّا درازگوش اندكى راه رفت و ایستاد، بلعم او را تازیانه زد، دوباره اندكى راه رفت و ایستاد، بلعم باز هم او را تازیانه زد، و بار سوّم حمار كمى حركت كرد و ایستاد، وقتى براى بار سوّم بلعم او را تازیانه زد، خداوند حمار را به سخن در آورد و به او گفت: واى بر تو اى بلعم، به كجا مى‏روى، آیا ملائكه را نمى‏بینى كه ما را باز مى‏گردانند؟ امّا بلعم باز نگشت، ولى حمار بازگشت و به جانب بنى اسرائیل رفت، وقتى بلعم اراده كرد كه بر بنى اسرائیل نفرین كند، خداوند زبان او را بازداشت و نتوانست، امّا وقتى كه خواست قوم خود را دعا كند، خداوند زبان او را منقلب كرد و آنها را نفرین نمود، به او گفتند: این چه كارى بود كه كردى؟ بلعم گفت: این امرى بود كه خداوند جارى نمود، از آن پس زبانش تا روى سینه‏اش آویزان شد، بلعم در این هنگام گفت: اكنون در دنیا و آخرت زیان كار شدم.»[iv]

پس سپاه طاغوت چاره‏اى جز مكر و حیله ندیدند، لذا زنان خود را زینت كرده و آنها را براى خود فروشى به جانب سپاه بنى اسرائیل روان كردند و هیچ یك از آن‏ زن ها از هیچ مردى پروا نداشتند و خود را به آنها عرضه مى‏كردند، با خود گفتند: اگر یكى از بنى اسرائیل زنا كند، این امر ما را كفایت مى‏كند و خداوند دست از یارى آنها بر مى‏دارد.

وقتى زنان را وارد لشكر بنى اسرائیل كردند، مردى به نام «زمرى بن شلوم» كه سر كرده قبیله «شمعون بن یعقوب» بود، زن زیبایى را برداشت و او را به نزد موسى آورد و گفت: گمان كنم تو مى‏گویى این زن بر من حرام است، به خدا قسم از تو اطاعت نمى‏كنم، سپس آن زن را به خیمه برد و با او زنا كرد، در اثر این عمل خداوند بیمارى طاعون را بر آنها مسلّط نمود كه موجب هلاكت بیست هزار نفر و یا هفتاد هزار نفر شد، تا اینكه صحاح بن عیراد بن هارون، شوهر عمّه موسى كه در آن وقت حضور نداشت به میان قوم آمد و با مشاهده آن وضع به سراغ زمرى رفت و او را از زنا كردن باز داشت و از آن پس طاعون برطرف شد.[v] ولی سپاهیان رو به ضعف و زبونی کشیده شدند.

2- پیروزی مسیحیان بر مسلمانان؛ داستان تلخ اندلس اسلامی

پنجم رجب سال 92 هجری مصادف با 712 میلادی است. جنوب اروپا شاهد ورود دلاوران مسلمان به شبه جزیره ایبری است. اندلس مسیحی در مقابل سپاه مسلمان سردار " طارق بن عزیز" تسلیم شد. مسلمانان حدود 800 سال (92 ه.ق تا 897ه.ق) در اسپانیا قدرت را در دست داشتند و اسپانیا در این مدت، مهد علم و تمدن شده بود.[vi]

پس از حضور مسلمین در اندلس، آزادی دینی، علم اندوزی و تحصیل دانش، سطح رفاه و زندگی ، رشد تمدن و ... در بالاترین سطح خود بود.

آن زمان که "ماریا" راهبۀ مسیحی در نامه ای به اسقف طلیطله این گونه می نویسد: تا 60 سالگی جز انگشتانم که مکرر به آب مقدس رسیده، بدنم با آب آشنایی نداشته و شست و شو نشده است. در همان زمان در شهر قرطبه به تنهایی 900 حمام عمومی وجود داشت که اغلب با سنگ مرمر ساخته شده بود و این نشان دهندۀ میزان پیشرفت و رفاه مسلمانان بود.[vii]

دوران حکومت 800 سالۀ مسلمانان بر جنوب اروپا (اسپانیا و پرتقال) دوران درخشان و روشنی است که البته عاقبتی بسیار تلخ و دردناک دارد. «ابو عبدا... محمد» آخرین حاکم قرناطه، مهم ترین و زیبا ترین بخش اندلس، کلید شهر را تسلیم «فردیناند»، سردار مسیحی می کند و خود با چشمانی گریان می گریزد.

با حضور فردیناند در اندلس، پذیرش مسیحیت برای همگان اجباری و آموزش و صحبت به زبان عربی ممنوع شد و هر که از این امر سرباز می زد به تبغ جلاد سپرده می شد. کشتارها آغاز شد. صلیبی ها حتی به مسلمانانی که با تغییر دین، مسیحی شده بودند نیز رحم نکرده و با عنوان «عرب های خائن» آن ها را کشتند. در یک روز 3000 نفر از آنان زنده زنده سوزانده شدند. مساجد، دانشگاه ها و نمادهای والای تمدن، به بهانه حذف نمادهای اسلامی ویران شدند، در حالی که هنگام حضور مسلمین در اندلس نه تنها آزادی ادیان وجود داشت بلکه بسیاری از مناصب دولتی در اختیار مسیحیان بود .

به راستی برآندلس چه رفت؟! و چه اتفاقی افتاد که اندلس زیبا، این حسرت همیشگی مسلمان، از کف رفت و به دست صلبیون فتح شد .

«گوستاو لوبون» در این زمینه می نویسد: دشمنان با انتشار فساد و رواج مشروبات الکلی و بی بند باری و بالاخره در اثر اختلافات بین زمامداران حکومت، بر مسلمانان چیره شدند و مسلمانان را به زور، وادار به قبول دین مسیح کردند.[viii]

ولنگاری مسلمین، وقف تاکستان های بزرگ و توزیع مشروبات حاصل از آن ها به شکل رایگان در بین جوانان مسلمان و تاسیس تفریح گاه های متنوع که خدمه و کارکنان آن همگی  «زیبارویان مسیحی» بودند و ... از سوی صاحبان کلیسا، همگی عواملی اند که موجب ضعف اراده در میان جوانان مسلمان شد. دلیران مسلمان که به هنگام فتح اندلس با چنان ایمانی می جنگیدند که نوشته اند،کشتی های خود را به آتش کشیدند تا دیگر راه باز گشتی نداشته باشند، اینک در آغوش دختران زیباروی مسیحی به ضعف نشسته اند. حال و روز جوانان و دلیران مسلمان از زبان «امیر علی» تاریخ نویس مسلمان، خواندنی و البته افسوس خوردنی است:

«جوان مرد یا شوالیه عرب که برای جنگ به میدان مسابقه می رفت، بر روی بازوهای خود علامتی مانند شکل قلب با تیری که آن را سوراخ کرده یا حرف اول اسم محبوبۀ خود را داغ می کرد و یا خال کوبی می نمود. این سپاهیان علناٌ درحضور محبوبه های خود برای جایزه شجاعت و دلاوری با یکدیگر مبارزه می کردند و اغلب با محبوبه هایشان می رقصیدند.» [ix] متاسفانه در اثر این ولنگاری ها و بی توجهی به دین الهی، مسلمانان سقوط کردند.

3- دوران معاصر و ادامه سیاست طاغوتیان:

جملۀ زیر از زبان «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر پیشین اسرائیل خطاب به مجلس نمایندگان آمریکا بیان شده است :

«ارسال برنامه های ماهواره ای حاوی تصاویر زنان زیبا، با بدن های برهنه و نیمه برهنه و پرداختن به امور دینوی، از قبیل زندگی تجملی و البسه زیبا و صحنه های جنسی و مشاهده امور کاملا انحرافی باعث می شود که کودکان ایرانی خواستار لباس های زیبا، زندگی تجملی و استخر و امثال این ها شوند و با این امر می توان در ایران انقلابی به راه انداخت.»

چه باید کرد؟ یک سؤال جدی؟! آیا طرح اندلسیزه کردن ایران اسلامی جدی است؟!

غفلت متولیان فرهنگی و اثر گذاران فکری ـ فرهنگی جامعه چه پیامدی دارد؟!

برای پاسخ گویی به این سوال لازم است وظایف عالمان، مردم و مسولان را جداگانه تفکیک نماییم.

جهت بررسی دقیق تر، در این قسمت به بررسی نتیجه تماشاگری جنسی و راهکارهای خود کنترلی جوانان می پردازیم.

نتیجه تماشاگری جنسی در دنیا:

برخی از جوانان به صحنه های آلوده روی گوشی تلفن همراه یا تصاویر ماهواره ای توجه می کنند و یا در خیابان ها به نامحرمان دقت می کنند. چنین جوانانی فیلمبرداران خسته هستند. آن ها انرزی که خداوند برای تحصیل، یادگرفتن تکنیک ها، ورزش و غیره در وجودشان قرار داده با تحریک نابجای جنسی پایمال می کنند. این بچه ها در واقع نسل سوخته هستند، چون در بیشتر موارد، قدرت ابراز محبت واقعی را به همسر و فرزند خود از دست می دهند. تحقیقات زیادی توسط مسلمانان و غیر مسلمانان در این زمینه انجام شده است. شما می توانید با کلیدواژه هایی مثل: هاله، پورنوگرافی جنسی و نیروی مانیه تیزم در اینترنت و کتاب ها تحقیق نمایید.

پیامبر اکرم(ص) درباره نگاه های هوس آلود، به نتیجه و عکس العمل تکوینی آن نیز اشاره کرده و فرموده است: «در مورد زنان مردم عفت بورزید تا دیگران نیز در مورد زنان شما عفت بورزند و زنان شما از تعرض نامحرمان در امان بمانند.»[x] 

هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان            پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان

نتیجه تماشاگری جنسی در آخرت:

پیامبر گرامی(ص) به رهاورد اُخروی اجتناب از نگاه حرام می پردازد و می فرماید: «تمام چشم ها در روز قیامت گریان خواهد شد، مگر چشمی که از خوف و عظمت خدا بگرید، و چشمی که از حرام بسته شود و چشمی که در راه خدا شب ها بیدار بماند و شب زنده داری کند.»[xi] پیامبر خدا، عذاب سخت الهی را در انتظار کسانی می داند که به زنان نامحرم بی محابا نگاه کنند و هرگز از عواقب آن پروایی ندارند. آن بزرگوار فرمود: «هر کس چشمان خود را از نگاه به زن نامحرم پرکند (و با خیال راحت به این نگاه خود ادامه دهد)، خداوند متعال در روز قیامت میخ های آتشین به چشمان او فرو خواهد برد و بعد از رسیدگی به کار مردم، دستور خواهد داد که او را به آتش جهنم بیندازند.»[xii]

امام صادق (ع) فرمود: «نگاه ناروا تیری از تیرهای شیطان است...»[xiii] و «تکرار نگاه به نامحرم، در قلب آدم تخم شهوتی را می کارد که برای ایجاد فتنه صاحب نگاه کافی است.» [xiv]  به این ترتیب، نگاه‏های هوس‏آلود و نابجا سبب می‏شود آرام آرام روح و قلب انسان مكدر شده، به نابودی گراید؛ چون شخص با نگاه به منظره حرام و فرستادن تصاویر آن به ذهن، عقل و قلب را به آن‏ها مشغول كرده، فعالیت‏ها و تصمیمات بعدی خود را تحت‏ شعاع قرار می‏دهد. چه بسا نگاه ناروا و هوس‏آلود به گناهانی بزرگ بینجامد.[xv] 

نتیجه:

دوست عزیز، چشم یكی از راه‏های ورودی اطلاعات جهان خارج و تغذیه كننده روان انسان است و بزرگان دین با بهره‏گیری از قرآن و روایات به این عضو، بسیار عنایت فرموده، مؤمنان را از خطرات استفاده‏های نابه‏جا از آن برحذر داشته‏اند. قرآن برای چشم حقی قائل شده است؛ برای مثال خداوند می‏فرماید: قرآن می فرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِم‏»[xvi]؛ «به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند.» قرآن همین سفارش را برای زنان نیز دارد: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِن». «به مؤمنان بگو چشم‏های خود را از نگاه ناروا و اندامشان را از نامحرمان بپوشانند؛ این برای آن‏ها پاكیزه‏تر است.» خداوند در پایان آیه تاکید می‏فرماید: این كار برای آن‏ها بهتر و پاكیزه‏تر است و سپس به كسانی كه نگاه هوس‏آلود و آگاهانه به نامحرمان می‏افكنند و آن را غیراختیاری می دانند، اخطار می‏دهد و می‏فرماید: «خداوند از آنچه انجام می‏دهید مسلما آگاه است.»[xvii] بنابراین چشم‏چرانی بر مردان و زنان هر دو حرام است. 

طبق همین آیه مبارک، بر مؤمن «غض بصر» واجب است. بزرگان تفسیر فرموده‏اند: «غض» و «غمض» دو معنای جداگانه دارد. «غمض» به معنای بر هم گذاردن پلك‏ها است و  كنایه از این است كه صرف نظر كن. این كلمه همراه عین (چشم) می‏آید؛ ولی غض همراه «نظر و بصر» می‏آید و به معنای كوتاه كردن نگاه است. پس «غض بصر» در قرآن، یعنی «خیره نگاه نكردن»

قرآن می‏فرماید: «ای پیامبر، به مؤمنان بگو خیره نگاه نكنند و چنانچه چشمشان به صحنه‏ای ناروا افتاد، نگاه را كوتاه كرده، چشم‏چرانی نكنند.» امام سجاد (علیه السلام) درخصوص حق چشم بر انسان می‏فرماید:  «اما حق چشم تو این است كه آن را به حرام ندوزی و جز در آن جا كه عبرتی در كار باشد و بصیرتی افزاید و دانشی به تو رساند، به كار نگیری كه چشم دریچه عبرت‏گیری است‏»[xviii] بنابراین هنگام صحبت با نامحرم خیره به صورت آن ها نگاه نکنیم و به فرموده استاد شهید مطهری، هنر آن است كه با هوس مبارزه كنیم. پس نباید دیده را كور كرد تا هر چیزی را نبیند. بلکه باید با توجه به حضور خداوند متعال در هر حال و مكانی، چشم‏چرانی نكنیم، تا ارزش انسان آشكار شود.

راه های درمانی تماشاگری جنسی، تماشای تصاویر مبتذل

علاوه بر راهکارهای فصل اول، موارد زیر برای علاج سودمند است و با کمی خویشتن داری مستمر بهبود می یابد.

۱- مواجهه با نامحرم امری اجتناب ناپذیر است، شما یکی از افراد این جامعه هستید و به همین منظور لازم هست با افراد این جامعه اعم از زن و مرد ارتباط داشته باشید و نیازهای خود را برطرف سازید و این مشکلی نیست که بشود با قرار دادن حایلی بین زن و مرد آن را حل کرد، در نتیجه شما خواه ناخواه نگاهتان به نامحرم خواهد افتاد. بنابراین اولین راهکار پیشگیری و درمانی، خواست قلبی برای دوری از گناه و افزایش آگاهی ها درباره نتایج گناه است.

۲-برای مصونیت جامعه از انحرافات جنسی، بهترین راه «پوشش اسلامی» و «اجتناب از نگاه های حرام» است؛ چرا که نگاه به نامحرم، زمینه فسادهای بعدی را فراهم می کند و به قول باباطاهر: 

ز دست دیده و دل هر دو فریاد

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

۳- دوری از موقعیت های تحریک کننده: با خدا برای ترک گناه، قول و قرار بگذاریم و از او یاری بخواهیم. مومنان هم گرفتار وسوسه می شوند. اما آن ها چه کار می کنند؟ هر گاه وسوسه گناه به ذهن آمد، بلافاصله آن را از ذهن خارج کنیم و توجه خود را به خدا و کارهای سالم مشغول نماییم. جدیت در این روش، پیروزی بزرگی است و در واقع شیطان نفس از همان خاکریز اول دفع می شود. قرآن مجید در وصف پارسایان می‏فرماید: «پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه‏های شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) می‏افتند؛ و (در پرتو یاد او، راه حق را می‏بینند و) ناگهان بینا می‏گردند.» [xix]  خود را همواره در محضر حق تعالی بدانیم و او را در همه حال مراقب و بینای به افعال خود بشناسیم. 

در حد ممکن از مکان ها و شرایطی که آدمی را به گناه ترغیب می‏نماید، دوری نماییم. بهترین راه منصرف کردن نگاه و دیده، بازداشتن نگاه از تیزی و خیره نگاه نمودن است. حضرت علی (ع) فرمود: «کسی که چشم  خود را پایین اندازد، دلش آسوده گردد، تأسف کمتر خورد و از نابودی در امان ماند.»[xx] هم‏چنین می‏فرماید: «هر که نگاه‏هایش پاک باشد، اوصافش نیکو شود»؛ «کسی که عنان چشم خود را رها کند، زندگی را به زحمت می‏ا

تاریخ : سه شنبه 30 تیر 1394 | 11:50 ب.ظ | نویسنده : عشاق امام موسی کاظم علیه السلام | نظرات

  • paper | فارسی بوک | ماه موزیک